بیجار آذربایجان
بیجار آذربایجان
بیجار از نظر تاریخی همواره بخشی از آذربایجان بوده است(منطقه زنجان)
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
عید غدیر بر شیعیان مبارک
غدیرhttp://www.irib.ir/occasions/ImamAli/image/qadir.jpg
واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکایت مى کند. غدیر نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب.

داستان غدیر خم

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم, آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه یک سخن می گویند خدا و پیامبرداناترند.

رسول گرامی می فرماید آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر.نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

سندیت واقعه غدیر خم

مرحوم علامه امینى در کتاب الغدیر خود نام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگى ذکر کـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر,.
در میان تابعین 84 نفر,
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر,
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر,
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر,
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر,
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر,
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر,
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر,
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر,
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر,
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر,
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر

حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل, در «سنن» ترمذى, «مسند احمد» و در «مستدرک» حافظ ابن عبداللّه حاکم نیشابورى به مضامین مختلف ذکر شده است.

مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روز غدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند لغویون عید را از مشتقات ماده "ع و د" به معنای بازگشت می دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیکر سرد گرامی می دارند حیاتی که در هجوم خزان به سردی می گراید و در بیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می رود تا آنجا که گویی هرگز نبوده است.

در مقام تطبیق این نکته با موازین مکتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی بزرگداشت بازگشت حیات معنوی انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی است که وی به خویشتن باز گردد و گمشده اش را دریابد. مثلا در ماه مبارک رمضان آدمی بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سرکش تمام ناخالصی های وجودش را ذوب می کند تا عبودیت ناب در آن تجلی کند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خوبشتن است .و هم از طرف شرع مشخص شده است.غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است علاوه اینکه عید غدیر تشریع هم شده است در زیر به نمونه هایی از روایاتی که غدیر را عید شمرده اند اشاره می شود فرات بن ابراهیم کوفی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر اکرم فرمودند یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی روز غدیر بزرگترین عید امت من است حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست فرمودند بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است گفتم کدام روز است فرمود روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم عرض کردم قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید فرمودند انبیا علیهم السلام روزی که وصی خود را نصب می کردند امر می کردند که آن روز را جشن بگیرند وقتی به سیره ائمه و پیامبر اکرم مراجعه می شود در می یابیم که پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یک عید برخورد کرده و مسلمانان را به تبریک و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.

امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.



اعمال غدیر
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ و شاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که به برخی از آنان اشاره می شود
1ـ تحکیم بیعت با ولایت
همانگونه که پیامبر اکرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدیدآن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است
2ـ اظهار سرور و شادمانی
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذی حجه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم که فرمود حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند :
در روز عید غدیر اظهار فرح وشادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید
3ـ مصافحه کردن
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.
ذکر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است الحمد لله الذی جعلنا من التمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام ترجمه سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد
4ـ پیمان اخوت و برادری
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است
5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاکید بیشتری شده است در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کرد
6ـ صله رحم
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است امام صادق علیه السلام می فرماید از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است
7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است. و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند
کسی که مومنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .
8ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاکیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل می شود و با نظافت طهارت ظاهری
9ـ تشکیل اجتماع
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی که پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد بجاست در مراکزگوناگون گردآییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تاکید است خاصه در روز عید غدیرحسن بن راشد گوید از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.


چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
قورباغه ها  ابوعطا می خوانند!
تحشیه ای بردیالکتیک استفراغ ِ فارس و ارمنی در روزنامه شرق
 
 

محمد غ.- همدان

 
 
مطابق عادت معمول شوونیزم،روز یک شنبه 25 دیماه، روزنامه شرق درصفحه بیستم خود در موعظه نامه ای تحت عنوان «ایرانیان درتاریخ پان ترکیسم»باردیگر وارد مبحث «دیالکتیک ِ استفراغ» و یا بقول فرهنگستان فخیمه زبان فارسی «گفتمان ِ قی» شد!
این نوشته که با امضای آقای علی قلی پور و جهت معرفی کتاب یک مولف عرمنی با نام «مقدمه ای برپان ترکیسم» منتشر شده است به وضوح سعی می کند تا به خواننده تورک و آذربایجانی ِ مخاطب این مطالب ، بقول نویسنده مودب(!)متن « بفهماند»که؛
ای قشرجاهل و آسیب پذیر، به نصایح اربابان فارس و عرمنی گوش جان بسپارید و از هم صحبتی و همفکری با اندیشمندان تورک بپرهیزید که آنان برای شما آشی شور بنام «پان ترکیسم» پخته اند!
اکنون با نقل مطلب اخیر «روزی نامه» شرق خواهیم دید این صاحبْ منبران ِ ثروتمند که خود را اینچنین صمیمانه (!)بعنوان سخنگویان تورکان آذربایجان معرفی می کنند و البته از قضای حیرت افزای روزگار، فارس و عرمنی هستند(!)در خصوص حیات ملت تورک آذربایجان و درقبال اولیه ترین حقوق انسانی این ملت 35 میلیونی محصور در ایران ،چگونه می اندیشند و چه می گویند:
در سطور اول این نوشته ازیک دانشجوی صاحبْ قلم ِآذربایجانی ِ بقول شرق«پر شور و شر»(!) وبه نظر ما «پر شور و شعور»ی صحبت میشود که دراواخر دهه هفتاد وارد دفتر روزنامه مذکور شده و بدون درنظر گرفتن «دریای درندشت خزر» به سراغ فردی بنام «عباس عبدی» رفته و به او گفته است که آذربایجان تاج ایران است... این دانشجو همچنین بر این  موضوع  اعتراض کرده که به رغم شعارهای مدعیان اصلاحات همچون « جامعه مدنی» و «ایران برای ایرانیان» به چه دلیل آنها بر پلورالیسم قومی  و زبانی تاکید نمی کنند؟!
درخصوص صحت و یا سقم این قبیل اظهارات بدون مدرک چه می توان گفت؟! تنها یک جمله : العهده علی الروای.
چراکه اولا اساسا معلوم نیست در آن تاریخ مبهم ِاواخر دهه هفتاد ، در دفتر روزنامه فارس گرای شرق چه کسی پیش عبدی امده و چه حرفهایی را بر زبان اورده است!
ثانیا با فرض اینکه  قلی پور راست می گوید سراغ تدقیق و تحقیق در بین این جملات مشوش می رویم تا کشف رمزی داشته باشیم از سیره نظری وعملی دایه گان مهربانتر از مادر فارس و عرمنی!
بگذریم از این که از درک دقیق منظور قلی پور از افاده ترکیب دریای «درندشت خزر» عاجز ماندیم و با خود گفتیم نکند وی تنگ بلورین واقع بر کمرِ نقشه ی ماده گربه ی ایران را تاج زرین فرض کرده و آذربایجان را با تمدنی کهنتر از تاریخ ، لایق این  جایگاه اعلاء ندانسته باشد؟!
اگر مقصد قلی پور چنین است که باید به صراحت بگوئیم البته که ما با او همفکریم، چراکه آذربایجان به سان تاج مشعشع و موجوهری  است که دست قضای الهی بصورت ازلی و ابدی بر سر ملت تمدن ساز و مستحکم تورک و البته در اقلیم سحرانگیز و طبیعتِ جنتْ مقام آذربایجان نهاده است!
یاللعجب این همان نظری است که فاتح البته «پرشوروشر» سفارت آمریکا درتهران نیز موافق آن است.
بقول روزنامه شرق:
«عباس عبدی هم در تمام طول مصاحبه ای  که با او داشت تلاش کرد تا به این دانشجو بفهماند وقتی یک آذری زبان به زبان فارسی حرف می زند و به زبان فارسی مینویسد احساس غریبگی و جدا بودن از سایر هموطنان خود ندارد.اما این دانشجوی پرخاشگر که از غم غربت افسرده بود تمام تلاش خود را کرد تا الزام تاسیس دانشگاهی به زبان ترکی را به این فعال سیاسی اثبات کند. اما در طول مصاحبه حریف عباس عبدی نشد و مجبور شد بگوید:«نه من با نژاد پرستی مخالفم.»عباس عبدی هم گفت مسئله جامعه ما نژاد و زبان نیست بلکه بازسازی حرمت انسانی مهم است.دانشجو سرانجام از مواضع خود به آرامی پا پس کشید و هر بار که عقب نشینی می کرد عباس عبدی می گفت:« آفرین»!
تردیدی نیست که به اصطلاح مبارزان ضد آپارتاید آنچه که در بالا تحت عنوان سخنان عباس عبدی بعنوان یک فارس زبان و فعال سیاسی از زبان قلی پور آمده است همان دیالکتیک استفراغ یا گفتمان قی است.
فردی بنام عبدی که با حماقت سیاه و جنایت غیر قابل جبران خود در سال 1357 ، سفارت آمریکا را بکمک جمعی از همپالگی هایش تصرف کرده،اتباع ملتی را به گروگان گرفته و سپس از کرده خود پشمیان شده و البته تا رسیدن به این ندامت و تجدید نظر طلبی ِ 180 درجه (همانند گنجی ها و حجاریانها) دهها جنایت و حماقت  پی در پی را در سطوح سیاسی مرتکب شده است می کوشد تا مانند یک ارباب سعی در فهماندن مطلب به رعیت کند.او سپس به دلیل شدت رسوخ فاشیسم و با تبعیت از فورمول لمپنیستی «من قانمایاجاغام سن قالاجاقسان یانا یانا!» براحتی سخنگوی تورکها میشود، از درون قلب تورک سخن میگوید ، وارد عالم غیب میشود، جای خدا را میگیرد و مثل اب خوردن اثبات میکند که؛
 تورک عاشق فارسی است و چه احتیاجی به زبان و تاریخش دارد و بنابراین بطریق اولی  بهتر است دانشگاه هم نداشته باشد تا مبادا خواندن و نوشتن به زبان بسیار غنی و قوی تورکی را یاد بگیردو به این ترتیب  حنجره تورکانه خود را از خنجر تیز زبان به شدت الکن و بی قاعده و مغلوط و متملق افارسه رهایی دهد!
اعتراف می کنم که با خواندن این عبارات روزنامه شرق، در طی دهه های زندگیم هرچه  به زبان تحمیلی فارسی صحبت کرده و یا خوانده بودم  ناگهان بالا آوردم و هرچه فردوسی و شاهنامه بود قی کردم تا معده خود را از محتویات زبان استعماری 85 ساله اخیر پاکسازی کنم!
عبدی با کلماتی پر طمطراق و البته کاملا منطبق با دیالکتیک استفراغ ، آگاهانه مغلطه می کند و گستاخانه می گوید که مشکل « من و تو» در این مملکت (کثیرالملک و کثیراللسان) حرمت انسانی است و بعبارتی دیگرگوشزد می کند که  ای تورک بیچاره ! بگذار فارسها به تو بگویند ترک خر... ملالی نیست چرا که  شکر خدای تو ایرانی هستی و از تبار پاکْ نهادان آریایی و اصولا  نژاد و زبان اصلا مهم نیست!
براستی باید هم بر صراحت بیان آن دانشجوی مفروض که  میگوید «من نژاد پرست نیستم» و این عبدی مفروز که می گوید «من نژاد پرست هستم» آفرین گفت، نه یک بار، بلکه هزار بار!
اما خواندن بقیه مطلب شیرین قلی پوررا فراموش نکنید:
«درپایان این جدل دانشجو بازهم زیاده روی کرد و گفت: آذربایجان تاج ایران است...عبدی در پاسخ گفت: «نه این را هم نگو!»
آفرین و بازهم آفرین بر عالیجناب عبدی و یاد آوری جناب قلی پور !
خوب شد که ادبیات معمول  والاتباران آریایی را کنار گذاشتید و تعارف به شدت نخ نما  و تهوع آور « آذربایجان سر ایران است و یا تاج ایران است» را  به دست و زبان خود یکراست به زباله دان تاریخ افکندید!
اگر خاطرتان باشد که حتما هست ، اسلاف شما در دوران پهلوی می گفتند آذربایجان حکم عضو فلج را دارد.گویی بخشی از ایران شقاقلوس (سرطان )گرفته است.
علاج و درمانی که این نجیب زادگان آریامهری برایش در نظر گرفتند قتل عام وحشیانه و نسل کشی بی رحمانه سال 1325 بود که منجر به شهادت و مجروحیت و نفی بلد صدها هزارتورک آذربایجان در وطن هزاران ساله خود گردید و متعاقبش صدها هزا جلد کتاب مقدس نوشته شده به زبان شیرین مادریمان در اتش کینه فارسهای فاشیستی چون حضرتعالی سوزانده شد.
این که شما می گوئید:
«رویای دانشجو تدریس زبان آذری در مدارس و دانشگاه ها بود و اما عباس عبدی تاسیس دانشگاهی به زبان ترکی را ناممکن و تصور آنرا اشتباه دانست»ادامه همان نسل کشی فیزیکی و جنوساید فرهنگی خونین و آتشین سال 1325 است که به رغم گذشت 60 سال همچنان با شدت تمام ادامه دارد و حق آموزش به زبان مادری را که طبیعی ترن و بدیهی ترین و اولیه ترین و کوچکترین و ساده ترین و ممکنترین وملموسترین و ... حق شناخته شده  از جانب دهها کنوانسیون بین المللی و اعلامیه جهانی است رویا تصور می کند و آنهم نه برای متکلمین به زبان تورکی که  بلکه برای  گویشوران زبان (مجعول و مصنوع) آذری!
از اینجا به بعد قلی پورِفارس، دامن مندرس عبدی را رها می کند و به سراغ هراچ استپانیان و نشریه آراکس و بطورکلی عرامنه  آنتی تورک می رود!
درچنین هنگامی است که هم پیمانی  فاشیستهای سگ خصلت فارس و داشناکهای کفتار صفت عرمنی در انهدام هویت و تاریخ و زبان ملت تورک آذربایجان و نیز رودرروئی با آرمانهای ملی این ملت کبیر کاملا عریان می شود.
اگرخاطرخوانندگان باشد اولین کتاب مربوط به پان تورکیسم توسط فردی مشهدی بنام حمید احمدی درسال گذشته منتشر شده است.خوانندگان این کتاب می دانند که مرقومه حضرت احمدی مملو از اهانتهای رکیک  به  شان و حیثیت تورکها و آذربایجان ونیز  تواریخ منحرف و اسناد محرف است ... براستی که هر دم از این باغ بری می رسد!
اکنون دومین کتاب پان تورکیسم توسط یک عرمنی نوشته  شده است و باز توسط یک فارس ترجمه شده و با هزینه ماهنامه داشناکیستی آراکس در تهران منتشر شده است.
ارامنه بدبخت و پا برهنه  را چه شده است که پول مشروبات الکلی فروخته شده در تهران را در کف دست فارسهای فاشیست می گذارند و در راستای مبارزه با تورکها ، کتاب منتشر می کنند وحتی به نماد افسانه ای گرگ خاکستری (بوز قورد) بعنوان سمبول تورکها فحاشی می کنند؟!
...البته حق با ارامنه است!
در واقع همه می دانند که افارسه ی ایران به رغم ادعای ولایت امری جهان اسلام و بخصوص دنیای تشیع ، درست  دربدترین شرایط به کمک ارامنه رفتند .آنها از سلاح گرم گرفته تا اب میوه سرد را برای سربازان عرمنی در مقاتلات قره باغ ارسال کردند تا 20 درصد از  خاک  مقدس آذربایجان شمالی را اشغال کنند و دهها هزار تن را شهید  و بیش از یک میلیون نفرمسلمان و البته شیعه را آواره کنند! این افارسه بودند که شاهرگ حیات حیوانی ایروان و ارامنه  شدند و اکنون نیز با اهدای گاز و نفت و برق مفت از بیت المال ملل مفلوک ایران به ارمنستان، همانند سرم قندی مقوی ای کشور فقیر و بدبخت ارمنستان را  را سرپا نگه داشته اند که مبادا فرو بریزند و سنگر آنها را در قتال با تورکان رها کنند!
وای به حال شما که به رغم مسلمان بودن وشیعه بودن سراغ مسیحیان افراطی و ضد مسلمان ، آنهم از نوع گریگوری و عرمنیش رفتید و شرف محمدی و غیرت علوی و عزت حسینی  را در پای کفتارهای ارمنی ریختید تا در برابر چشمان بی غیرت شما، ارامنه اشغالگر مسجد جامع آغدام را طویله خوکها و گاوها کنند و شما در مقابل  این همه خباثت و جنایت طرف عرمنی، در نهایت خفت و ذلت، اقدام به بازسازی کلیساها و باشگاههای ضد ملی انها کنید؟!
قطعا مشاهده این گونه رفتارهای فوق العاده مشئوم، هشدار جدی برای تورکهای غافلی است که فکر می کنند هنوز هم اسلام و تشیع می تواند وجه مشترک فارس و تورک تلقی شود و سبب دوام و بقای مفهوم هموطنی انها گردد. زهی خیال باطل!
چگونه می توان با قاتلین همنشینی کرد و از دویست سال  جنایت عرمنی و فارس در هر دو سوی آذربایجان گذشت نمود و برای  تقویت ثروت و مکنت دشمنان فارس و عرمنی و ادامه آقایی و اربابی انها در اراضی اشغالی شمال و جنوب آذربایجان مساعدت کرد؟!
باید به چنین زندگی ذلیلانه و جاهلانه ای تف  کرد و لحظه ای حاضر به ادامه این ننگ عظیم نشد. شواهد  تاریخی نشان می دهد که تاکنون هیچ استعمارگری قادر به ادامه استعمار خود نشده است. سرانجام کار اسپانیولها در کویا، انگلیسیها در هندوستان،ایتالیائی ها در لیبی،فرانسویها در الجزایرو بلژیکیها در کنگو چه شد؟!بدنبال قیامهای ملی همه این انگلها جارو شدند و در طول یک شب فرار کردند! البته لازم به دکر است که  استعمارگران فارس نه همانند ملل مترقی اروپا،بلکه بسان یک اقلیت بیمقدار بر ما حاکم شده  و وطن مادریمان را مستعمره غرایز خود کرده اند.می پرسید پس  طی 85 سال گذشته راز ماندگاری این نو کیسه گان مرتجع چه بوده است؟! در جواب می گوئیم :حمایت  همه جانبه بیگانگانی چون انگلیس،امریکا و اکنون روسیه و نیز وحشیگری بی حد و حصرپارسیان.
در ادامه عبارات مسموم روزنامه شرق ، قلی پور افسار اختیار از کف می دهد و عقده درونش را منفجر می کند: «زبان ترکی در ایران دروازه  رسیدن به پان ترکیسم است!»
چقدر عجیب است که تا تورک دست خود را بسوی همخون تورک خود دراز می کند متهم به پان تورکیسم می شود ؟!
مراد این بیچارگان از کلمه پان تورکیسم که چند سالی است پس از سقوط شوروی و رهایی نسبی آذربایجان از انگ کمونیسم، قادر به تلقظ  لفظ  سنگین آن شده اند هر کسی است که می گوید من تورکم!
یعنی از دید کسانی چون ورجاوند و احمدی و عبدی و... خروج از دایره فارسی ساز آذری  به معنای ورود به حلقه تورکان اهل خطر است. همین و بس!
چگونه است که اعراب اتحادیه عرب دارند،فرانسوی ها جامعه کشورهای فرانسوی زبان دارند و انگلیسی ها و پرتغالی ها و اسپانیائی ها هم همینطور و کسی را با آنها کاری نیست!
 حتی خود اقایان افارسه نشست کشورهای فارس زبان تشکیل می دهند و دم از مثلث فارسی می زنند و کلی کتاب از بودجه بیت المال فقیر ایران حواله اقصی نقاط جهان می کنند اما تورکهای ایران  ابدا حق تورک بودن را نیز دارا نیستند.این یعنی حاکمیت رژیم اپارتاید آنهم از نوع ویرانگر و وحشی آن.
لازم به بیان نیست که  پان تورکیسم تفکری بسیار متعالی و بسیار درخشان است.اساسا وحدت فرهنگی تورکهای جهان نه تنها یک رویا نیست بلکه یک واقعیت کاملا مسلم بوده و امروزه نیز براحتی در حال وقوع است.اما ما آذربایجانها بدنبال پان تورکیسم نیستیم. در حقیقت ما بدنبال احقاق اولیه ترین و بدیهی ترین و ساده ترین و کوچکترین و ملموسترین و شناخته شده ترین و طبیعی ترین و ممکنترین ....حقوق انسانی و قومی خود هستیم که توسط افارسه و عرامنه هدف زشت ترین و کثیفترین اهانتها و اقدامات قرار گرفته است.
عجیبتر اینکه بیش از دو سوم از مجموع جمعیت سه کشور ایرانستان،افغانستان و تاجیکستان فارس نیستند.اکثریت مطلق اهالی این سه کشور را تورکها (اعم ازآذربایجانی،تورکمن،اوزبک،قرقیز،قشقایی ،خوراسانی،قزلباش...)تشکیل می دهند.حتی در این سه کشور اکثریت  آنهایی که به زبان دری سخن می گویند ابدا خود را فارس نمی دانند.آنها خود را با نامهایی همچون افغان،پشتون،هراتی، هزاره، تاجیک، خجندی،خراسانی،کرمانی،یزدی،اصفهانی... می نامند.از آن گذشته وحدت این سه کشور که غرق در بنگ و چرس و تریاک و هروئین و فقر و فلاکت و انحرافات اخلاقی است چه دستاوردی برای ملل ایران خواهد داشت؟!نکند آقایان بظاهر دنبال مثلث فارسی و در باطن در پی مثلث چرسی هستند؟!
الله اعلم!
خوانندگان تورک و آذربایجانی  بخوبی می دانند که تورک بودن ما و تاکید بر تورک ماندن آذربایجان، مهمترین دغدغه جهان غیر تورک است.
مطمئن باشید که با رشد هرچه بیشتر حرکت ملی آذربایجان دشمنان ملت ما نیز بیشتر دست و پا خوهند زد.
اساسا آذربایجان در یکی از مهمترین مناطق جوغرافیایی جهان قرار گرفته است و آزادی آن به مراتب از آزادی ملتهای تحت ستم شوروی سابق، جهان را با تبعات سیاسی و اقتصادی چشمگیری روبرو خواهد کرد.
شاید اهمیت ازادی آذربایجان جنوبی به مثابه فتح استانبول توسط سلطان محمد فاتح باشد.
به همین خاطر منتظر رها شدن زهر آگین ترین تیرها از جانب افارسه و عرامنه و حتی  برخی یاوران اروپایی این قبیل فاشیستها باید بود.یقین بدانید که حتی بسیاری از کسانی را که دشمن نمی دانستیم و یا دوست می پنداشیتم در دقیقه نود  از ترس از دست دادن منافع نامشروع و شیطانی خود خواهند گفت: اهالی آذربایجان، آذری و دوست داشتنی هستند و تورک و وحشی نیستند!
اما ما نیز با مشاهده تاریخ سراسر غرور و عظمت خود همانند پدران و مادران غیور و رشید و شریف و شجاع خویش با صدایی بلند تر از صدای غرش اتشفشان باید فریاد زنیم:
 
هارای، هارای، من تورکم
 
بی تردید آذربایجان همچون هزاره های پیش تورک بخواهد ماند و به مانند یک تورک رشید و غیور رفتار خواهد کرد.
 ابنابراین بدون کوچکترین تردیدی باید گفت که بزودی شاهد شکل گیری عظیمترین تمدن تورکانه جهان در سرزمینی خواهیم بود که بقول بسیاری از تورکولوگها  منشا و موطن همه تورکان جهان است.مطمئن باشیم که:
 
 اراداه ملی ما ، درخانه ما، تنها اراده ای است که می تواند سرنوشت ملی ما را تعیین کند.
 
لذا  بگذار ،شونیزم فارس و ارامنه احساس قدرت کنند و آب سربالایی رود و...
 
 
قورباغه ها  ابوعطا بخوانند!
 
و البته داها دوغروسو، قوی؛
 
 
چومچه بالیقلار ابوعطا اویاناسینلار!

چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
بوتون تورک و آذربایجان میللتی نین باشی ساغ اولسون
  farzane-(A-181) 
 
آلدیغیمیز ان آجی خبرلره گوره
 
تورک دونیاسی نین فرزانه سی
 آذربایجان میللتی نین فدائی سی
فداکار موباریز،بویوک اوستاد
 
دوکتور محمد علی فرزانه
 
 بو گون سوئد اولکه سینده 
تانریا قووشدولار
 

چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
یکی از نویسندگان کتاب معروف «گذشته چراغ راه آینده است »درگذشت
 
پروفسور دکتر محمد علی فرزانه (قوسی)یکی از نویسندگان کتاب معروف و ارزشمند « گذشته چراغ راه آینده است»که امروزه از برترین مراجع تاریخ معاصر ایران محسوب می شود صبح امروز 17 ژانویه در شهر گوتئبورگ سوئد در سن 82 سالگی در اثر عارضه قلبی فوت کرد.

کتاب معروف «گذشته چراغ راه آینده است»همزمان با تحولات انقلاب عظیم مردمی سال 1357در قالب نسخ بدون شناسنامه و عمدتا بصورت زیراکس، با امضاء «جامی » منتشر شد و مورد توجه عموم روشنفکران و  پژوهشگران قرار گرفت.

مطابق مصاحبه ی منتشر نشده ای از دکتر محمد علی فرزانه ، جمعی از نویسندگان آزاد اندیش آذربایجان در اواسط دهه پنجاه با مشاهده تحریف وسیع و عمیق تاریخ توسط رژیم مستبد پهلوی، اقدام به نگارش این کتاب در خفا کرده و با یکدیگر هم قسم شده اند که تا زمان مرگ هر یک از مولفین،نام هیچکدام از آنها منتشر نشود!

این کتاب در حال حاضر نیز یکی از مهمترین کتب مرجع در مورد تحولات دوران پهلوی است و مورد توجه جدی محققان تاریخ معاصر می باشد.  

فرزاد صمدلی


چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
تخت جمشید دست آورد تازه ای برای رسوا سازی مبلغین دروغ!

ناصر پور پیرار

زمانی که کرسی های باستان شناسی و اکتشاف و تاریخ و بنگاه مسافر کشی میراث، که مسئول انتقال داده های نو به فرهنگ ملی اند، نسبت به انباشت دروغ در کیسه ی هویت و هستی ایرانیان بی اعتنایی کردند و معلوم شد که راهبران و مدیران مسئول این مراکز و نیز دانش آموختگان صاحب آوازه ی این مقولات، نان و نام و رونق و روزی خود را در تبعیت مدام از مهملات دست ساخت شیادان ایران شناس غالبا یهودی تشخیص داده اند، برای اثبات درستی یک مورد از ده ها سند عرضه شده در مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران»، با رویکرد ناگزیر  به سازمان دیگری، که منافع و مضار کم تری در مواجهه با حقیقت ناب داشت، سرانجام موفق به کسب نظر فنی «سازمان نظام مهندسی» درباره ی ابنیه ی تخت جمشید شدم. این ابراز و اظهار نظر، که در مجموع بسیار محافظه کارانه و مفاد مکتوب و محتوای شفاهی آن بسیار با یکدیگر متفاوت است، پس از آن حاصل شد که تقاضای بازدید از تخت جمشید را به وسیله ی نمایندگانی از کارشناسان «سازمان نظام مهندسی» و اظهار نظر فنی درباره آن خرابه ها را ارائه دادم و پس از موافقت طی دو روز بازدید از منطقه سرانجام نامه ی زیر با شماره  ۹۰۳۲/۸۴/ ۱۱۰ را به عنوان برداشت مهندسین بازدید کننده از آن مجموعه  دریافت کردم.

«پیرو درخواست سازمان نظام مهندسی ساختمان جهت مطالعه ی میدانی محوطه ی تخت جمشید، در تاریخ ۹/۹/۸۴ عازم شیراز و روز پنج شنبه ۱۰/۹/۸۴ از محوطه ی تخت جمشید دیدار کردیم.

با توجه به وضع موجود این مجموعه و پس از بازدید کامل نتایج حاصله به شرح زیر اعلام می گردد: در تمامی محوطه کارهای ناتمام که بیش تر آن ها حجاری و نقوش تزیینی از محل های مهم مانند ورودی ها و راه پله ها را تشکیل می داد، به چشم می خورد. نمای اصلی سکوی غربی که نزدیک پلکان ورودی است، به صورت کامل تراش نخورده است. تعدادی از ته ستون ها و نقوش ورودی ها و درگاه ها به صورت مصالح خام و تراش نخورده باقی است. در دروازه ی ورودی سقف و تزیینات اجرا نشده  و به نظر می رسد حجم سنگی که هنوز بر روی زمین قرار دارد، برای پوشش سقف در نظر گرفته شده بوده است. تصاویر تمامی موارد یاد شده به صورت یک سی دی به ضمیمه تقدیم می گردد».  

در زیر چند عکس از مجموعه تصاویر برداشته شده به وسیله ی کارشناسان را همراه توضیح ملاحظه می کنید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایین دورنمای کارهای ناتمام حجاری در دیوار غربی و بالا نمایش یکی از ده ها نمونه از بلوک های نیمه تراش در دیوار غربی، از نزدیک.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو نمونه از سر ستون های نیمه تراش در کارگاه خارج از صفه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سمت راست بلوک بزرگ مجوف که به عنوان تاج و سقف خروجی جنوبی در دروازه ی ملل مشغول تراش و آماده سازی بوده اند و هنوز بر زمین است. سمت چپ بدنه ی جنوبی ورودی غربی دروازه ی ملل را می بینید که کم ترین آثاری از دیوار جنبی، مانند ملات را بر خود ندارد.

یک ستون و یک پایه ستون نیمه تراش در محوطه ی معروف به کاخ داریوش سوم.

دو اسفنکس مقابل کاخ ۱۰۰ ستون که هنوز در ابتدای تراش و متشکل از سنگ های خام برهم چیده است.

دو زیر ستون از کاخ صد ستون که هنوز قوزهای انتهایی آن تراش نخورده است.

 

سمت راست یک پخ اندازی نیمه تراش را در یکی از چراغ دان های کاخ صد ستون و سمت راست نیمه تراش بودن پخ کنار سر دری را در کاخ صد ستون نمایش می دهد. در هر دو مورد سنگ بنا فاقد آثار دیوار چینی جنبی است

 

نقش دو سرباز کنار هم در دیوار شرقی سه دروازه. نقش اندازی خنجر سرباز سمت راست کامل و در سمت چپ نیمه کاره است.

تراش گوشواره و سر کمان سرباز بالا از جمله نقوش دیوار شمالی بنای سه دروازه نیمه کاره مانده است!

دو نمونه از ده ها گل اندازی نیمه تمام در دیوار شرقی کاخ آپادانا.

چند سرباز حجاری نشده با دسن سنگ خام در دیوار شرقی کاخ آپادانا.

در زیر نمای دیواری از ضلع شمالی و شرقی کاخ آپادانا  که به کلی کار حجاری در آن ها آغاز نشده و محل اتصال دو  ضلع دیوار نبش اندازی نشده است. در بالا دیواری از ضلع غربی کاخ خشایارشا را می بینید که فقط بخشی از آن حجاری شده است.

نمونه های بالا تنها قسمت کوچکی از عیوبات اجرایی در تخت جمشید است. در حال حاضر به سادگی و با مراجعه به نقایص معماری در خرابه های تخت جمشید می توان در هر مجمع کارشناسی اثبات کرد که هیچ یک از پانل های ساختمانی تخت جمشید به مرحله ی اتمام نرسیده و هیچ یک از کاخ های آن هرگز قابل سکونت نبوده است. آیا با قبول این حقیقت قابل عرضه و اثبات چه چیزی از امپراتوری قلابی هخامنشیان باقی خواهد ماند؟


دوشنبه 26 دی ماه سال 1384
نمایش اوج عطوفت ایران به ارمنستان: فروش گاز با قیمت ده سال پیش!!
«آرتاشیز تومانیان»، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری ارمنستان، می‌گوید: قیمت گاز ارسالی ایران به ارمنستان، هیچ ربطی به شرایط جدید روسیه برای قیمت‌گذاری نفت ندارد... موافقتنامه با ایران بسیار سودآور است، زیرا اگر شرایط تغییر کند، ارمنستان طبق قرارداد، این حق را دارد که در مورد مسائل امنیتی تصمیم بگیرد که با دیگر شرکای خود همکاری کند.

۲۵ دی ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۵۹ تعداد بازدید : 9497 کد خبر : ۳۳۵۳۸

در حالی که روسیه با افزایش 100 درصدی قیمت گاز ارسالی خود به اوکراین، حتی دولت برخاسته از انقلاب نارنجی اوکراین را سرنگون کرد، ارمنستان، دیگر مشتری گاز روسیه نیز با افزایش بیش از 100 درصدی گاز خریداری‌شده از روسیه روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، این همسایه شمالی ایران، در عین حال، مدعی است، بنا بر قرارداد منعقدشده با ایران، کشورمان حق ندارد، قیمت گاز را افزایش دهد و ناگزیر است گاز را با قیمت ثابت تعیین‌شده در سال 95 به ارمنستان صادر کند؛ امری که مقامات وزارت نفت واکنشی به آن نشان نداده‌اند.

بنا بر این گزارش، افزایش قیمت گاز ارسالی روسیه به ارمنستان به 110 دلار در هر 1000 مترمکعب و مذاکرات آنها با روسیه برای گرفتن تخفیف، در حالی صورت می‌گیرد که حدود 70 درصد اقتصاد این کشور به روسیه گره خورده است.
در عین حال، «آرتاشیز تومانیان»، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری ارمنستان، می‌گوید: قیمت گاز ارسالی ایران به ارمنستان، هیچ ربطی به شرایط جدید روسیه برای قیمت‌گذاری نفت ندارد، چراکه در سال 1995 موافقتنامه بین ایران و ارمنستان برای خط لوله گاز امضا شده است.

تومانیان که همچنین رئیس کمیسیون همکاری‌های اقتصادی ایران و ارمنستان است، می‌گوید: تأسیس خط لوله گاز بین ایران و ارمنستان، نتیجه منطقی روابط بین دو کشور بوده و این‌که ایران، غنی‌ترین کشور دارای منابع انرژی در منطقه است.

او همچنین درباره قرارداد گاز ایران به ارمنستان می‌گوید: این قرارداد به خاطر شرایط مشخص تدوین شده است و هیچ‌کدام از این شرایط، ربطی به ارسال گاز روسیه به ارمنستان ندارد.
او همچنین می‌گوید: ایروان هیچ خطری در این‌باره احساس نمی‌کند.

تومانیان می‌افزاید: مطابق بندی از شرایط موافقتنامه، اگر ایران در ارسال گاز اختلال به وجود آورد، دولت ارمنستان می‌تواند ارسال گاز را با صادرات آن جبران کند.

وی همچنین می‌گوید: موافقتنامه با ایران بسیار سودآور است، زیرا اگر شرایط تغییر کند، ارمنستان طبق قرارداد، این حق را دارد که در مورد مسائل امنیتی تصمیم بگیرد که با دیگر شرکای خود همکاری کند.

تومانیان همچنین می‌گوید که روابط خوبی با ایران دارند، به گونه‌ای که از سوی «روبرت کوچاریان» نامه‌ای به آقای احمدی‌نژاد تحویل داده است و ششمین جلسه مشترک کمیسیون‌های اقتصادی نیز در تهران انجام می‌شود.

گفتنی است، خط لوله 141 کیلومتری گاز ایران که از منطقه آستارا به خط لوله سراسری وصل می‌شود و پس از گذشتن از مرز نودوز، از منطقه کوهستانی گذشته و به ایروان، پایتخت ارمنستان می‌رسد، پس از گذشت ده سال از امضای توافقنامه، هنوز به بهره‌برداری نرسیده است.

قرار است، این خط لوله در ژانویه 2007 به بهره‌برداری برسد و ظرف مدت بیست سال، ایران 36 میلیارد مترمکعب گاز به ارمنستان صادر کند. این قرارداد، معین کرده که این مقدار گاز برای تولید الکتریسیته مورد استفاده قرار بگیرد و پرداخت قیمت گاز صادراتی به ایران، از فروش نیروی برق تولیدی ارمنستان به ایران تأمین شود.

گفتنی است، 100 کیلومتر از این خط لوله در ایران ساخته می‌شود و 41 کیلومتر نیز در ارمنستان ساخته خواهد شد که هزینه آن، 250 میلیون دلار برآورد می‌شود.

درست است نفوذلابیون ارمنی در دستگاهای دولتی ما بیشتر از مسلمانان واقعی  است !ولی در این صد کیلومتر یک مسلمان پیدامیشود که کلنگ دست گرفته وشروع به کندن کند !بایک لیتر اسید یایک لاستیک کهنه کار ارمنستان ولابی ارمنی در را این صد کیل.متر......

دوشنبه 19 دی ماه سال 1384
موسیقی آذربایجانی در فضا!

متن زیر برگرفته از سایت آذر و وبلاگ آتیللا در مورد عظمت و ما فوق بشری بودن موسیقی موقام آذربایجان می باشد:
شاید این شبیه تیتر یکی از روزنامه های جنجالی به نظر بیاید ولی برای کسی که اندکی با هنر آذربایجان قرین شده موضوع خارق العاده ای نیست. سالها است که موسیقی آذربایجانی در کهکشانها به امید اینکه شاید روزی هوش ماورای زمینی آن را شنیده و به وجود تمدن انسانی آگاه شود در فضا ترنم میشود.من توضیح کوتاه و اجمالی را که توسط دوست ارجمندم آقای سیامک سلامزاده دبیر سایت بسیار وزین ائلدئرئم که در این باره نوشته اند ترجمه کرده و در اختیار شما میگذارم:
در سال 1977 میلادی توسط روسها از طرف سازمان ناسا در میان ملتها و مملکتهای مختلف جهان موسیقی موغام آذربایجانی مناسب انتخاب شده و بعد از ظبط روی کاست در داخل دو سفینه به نامهای وویاژر 1 و 2 قرار داده شده و در تاریخ 30 آگوست 1977 به فضا پرتاب شد و هنوز هم این دو سفینه در میان کهکشانها وستاره ها گردش کرده و موسیقی آذربایجانی را ترنم می کنند.موسیقی موغام آذربایجانی انتخاب شده توسط دو بالابانچی نواخته شده که در 2:20 دقیقه تنظیم شده.سفینه ها در بیش از 25 سال گذشته از میان سیارات کهکشانمان مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتون و هزاران ستاره دیگر گذشته و علاوه بر ترنم موسیقی آذربایجانی از آنها عکسهای فراوانی گرفته و به زمین مخابره کرده اند.هدف سازمان فضایی ناسا از این برنامه آشنا کردن موجودات فضایی و یا حیاتهای دیگر در سایر کرات عالم با نمونه های صدای زمین است تا بلکه صدای ما را شنیده و راهنمایی برای راهشان در شناسایی زمین باشد.علاوه بر این شاه اثرهای موسیقیدانهای بزرگی همچون بتهوون و باخ و چایکوفسکی نیز توسط سفینه ها به میان آسمانها و ستارگان فرستاده شده اند.در این میان ارزش و اهمیت دادن به موسیقی آذربایجانی در میان سایر موسیقیها و آهنگهای جهان بسیار با اهمیت است چرا که از 27 قطعه موسیقی انتخابی از چهار گوشه(!) جهان  تنها موسیقی انتخابی از شرق; اسلام ; موسیقی آذربایجانی می باشد.


برای گوش دادن به این موسیقی می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید.


دوشنبه 19 دی ماه سال 1384
رهبران کردهاآلت ابرقدرتها یا نمایندگان واقعی مردم کردستان؟

تأملی بر اظهارات اخیر آقای محمد صدیق کبودوند

در روزهای اخیر دبیر سازمان دفاع از حقوق بشر در نامه ای که به تاریخ 14 دی ماه 1384 به رئیس جمهوری ایران ! ؟ نوشته از مبانی نظری حقوق بشری صحبت به میان آورده و با لحنی اعتراض آمیز به مدافع از حقوق اقلیت 4 میلیونی کرد ، آزادی بیان و قلم ، توقیف روزنامه های

کرد زبان و بازداشت و اعدام سخن رانده و با اظهاراتی غیر مسئولانه و غیر قابل وصف از شهرهای کرد نامی نام برده است که در داخل محدودۀ جغرافیائی استان آذربایجان غربی امروزی واقع است ایشان گاهأ به دلخواه دست به مغلطه گوئی و هذیان گوئی غیر علمی و غیر معتبری دست یازیده اند و از شهرهای ارومیه ـ اشنویه ـ بانه ـ سردشت ـ سقز ـ پیرانشهر ـ

مهاباد به اشتباه سهوی و یا غیر سهوی به نام  شهرهای کردستان نام برده اند ؟!

با توجه به سمت و مسئولیت این شخص در سمت دبیر سازمان دفاع از حقوق بشر لازم دانستیم اطلاعاتی را برای تنویر افکار عمومی و موضع گیریهای جاهلانه و یا خائنانه توضیحاتی را هر چند کوتاه به اطلاع سمع خوانندگان و آذربایجانیان همچنین کردها برسانیم .

هموطنان کرد چنانچه برشما روشن است مفهوم و معنی "جاش "راشما اهالی کرد بهتر از هر کسی میدانید ولی بنده مجبورم برا ی رساندن مفهوم و قدمت سابقۀ این کلمه که به قدمت تاریخ  کردستان باقی است توضیحاتی را برای دیگر ملیتها بیان دارم .

جاش: به نیروهای خود فروخته ، مستضعف و محروم کردهائی اطلاق میشود که برای به اصطلاح حفاظت از منافع ملی کشوری با دادن اطلاعات علیه خود نیروهای بومی کرد و مبارزه مسلحانه و ترور رهبران و فعالین خود کرد از سوی منابع اطلاعاتی