بیجار آذربایجان
بیجار آذربایجان
بیجار از نظر تاریخی همواره بخشی از آذربایجان بوده است(منطقه زنجان)
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384
عید نوروز و تبلیغات رادیویی پژاک و پ ک ک .
شیطنت روزنامه شوونیستی جام جم


عید نوروز و تبلیغات رادیویی پژاک و پ ک ک

در حالی که گروه تروریستی pkk به بهانه فرا رسیدن عید نوروز زمینه آشوب و نا آرامی را در شهرهای ازمیر، مرسین ، استانبول و... ترکیه را فراهم آورده و عوامل این گروه تروریستی با برافراشتن پرچم کردستان و عکس عبداله اوجالان ، به پرچم ترکیه اهانت نمودند . رادیو 24 ساعته "مرسا پوتانی" وابسته به گروه تروریستی pkk تبلیغات گسترده ای را برای مراسم روز سیزده نوروز آغاز نموده.

این رادیو در بخش های مختلف خود مخصوصا در برنامه هایی که به کردستان ایران پخش می کند از کردها می خواهد که روز سیزده نوروز با لباس سنتی خود در مکانهای تاریخی شان حضور یافته و به اجرای موسیقی ملی خود بپردازند. نقطه جالب در این فراخوان رادیویی این است که مجری و تماس گیرندگان با این رادیو بصورت مستمر بر اجرای مراسمات تاکید نموده و از برادران آذری !!! خود می خواهند که به آنان بپیوندند.

گردانندگان این رادیو با ژشتی دمکرات مآبانه و رندانه برای تحریک احساسات شنوندگان خود گوشه هایی از موسیقی "ونجلس" و سرود "شهید کردستان" را پخش کرده و مکررا با نام بردن از شهرهای کردستان شرقی ماکو ، سلماس ، خوی ، ارومیه و ... از همه برای تجمع در نقاط تاریخی دعوت به عمل می آورند و افزون خواهی ارضی خود را پشت پرده سیاست اتحاد قومیتها ی ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی کتمان می نمایند . حال عید نوروز با کردستان شرقی !!! و برادران آذری !!! چه ربطی دارد ، بگردیم دنبال پرتقال فروش.

این رادیو وابسته به گروه تروریستی pkk در برنامه ساعت 30/15 روز جمعه 26 اسفند خود در مصاحبه ای با دو تن از اعضا گروه تروریستی pjakبه نامهای "محمد شریعتی" و "مجید راژانی" در جواب دلیل برگزاری این مراسمات گفتند:

چند سال است که این مراسمات در 4 گوشه کردستان برگزار می شود و توانسته زمینه بسیاری از مبارزات را فراهم آورد .....

امسال این مراسم باید در کردستان شرقی به دلیل سرکوب ملت کرد در ماکو و یولا گلدی بصورت گسترده برگزار شود و ما از برادران آذری می خواهیم که در این مراسمات به ما بپیوندند تا سیاست جمهوری اسلامی در مورد تفرقه افکنی بین کرد و آذری !!! عقیم بماند.

این عناصر گروه تروریستی pjakنگفتند در حالی که مشغول ساختن تاریخی مجهول و ارائه آن به مردم، آنهم در اراضی ملتی دیگر هستند چگونه می توانند جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی را بگشایند ؟ آیا ملت تورک آذربایجان به سهولت از راضی تاریخی خود چشم خواهند پوشاند؟

لازم به یاد آوریست که سال گذشته نیز این جریانات تروریستی همزمان با ترکیه که منجر به نا آرامی و اغتشاش گردید در آذربایجان غربی نیز مخصوصا در مناطق "خان دره سی" ، کناره های نازلی چایی ، آبشار سلوک و ... با لباسهای متحد الشکل در حالی که پرچم کردستان و عکس عبداله اوجالان در دستشان بود به اجرای مراسم پرداختند و نقطه جالب اینکه این حرکات درست مقابل چشم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی صورت می پذیرفت .

توضیح:
1- گروه های تروریستی کرد به عمد از بکار بردن کلمه تورک خود داری نموده و از کلمه مجهول آذری استفاده می کنند و برای قسمتهایی از خاک آذربایجان غربی بنام استان مکریان تاریخ سازی نموده اند .

2- متاسفانه تعدادی از فعالین قدیمی چپ گرای آذربایجانی نیز با نام مبارزه خلقهای ایران به صورت آکتیو به همکاری با گروه تروریستی pjakپرداخته اند که در آینده در مورد آنان افشا گری خواهد شد.



رحیم زمانی پور - خبرنگار









قابل توجه فعالان آذربایجان جنوبی


شیطنت روزنامه شوونیستی جام جم مورخه 27/12/1384 (ویژه نامه نوروزی صفحه 48 ) درمورد زبان شهر زیبای ارومیه . توجه شود به زبان ارومیه که اول اشاره شده به زبان کردی و بعد ترکی آذری . امیدوارم مورد اعتراض فعالان آذربایجانی قرار گیرد

حرکت ملی آذربایجان - زنجان

شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
پیش بسوی کرستان مستقل !!!

پیش بسوی کرستان مستقل !!! 

 جلال بیه سه مهنیش به یم!

جلال وایسا منم بیام  . 


شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
توطئه تغییر نام ترکی ساوجبلاغ آذربایجان از طرف شونیزم فارس!


مخالفت دانشگاهیان با تغییر نام سرزمین چشمه های آب سرد


بسیاری از ساکنان ساوجبلاغ ترک زبان بوده و ازدیر باز تاکنون به دفاع از ارزش ها و اصالت های تاریخی این شهر کوشیده اند، حتی اگر قرار است واژه سهل تری از نظر زبانی برای این شهر انتخاب شود نباید مغایر با فرهنگ و زبان ترکی باشد

تصمیم به تغییر نام «ساوجبلاغ» ،سرزمین چشمه های آب سرد در حالی از سوی برخی مسئولان عنوان می شود که برخی دانشگاهیان و صاحب نظران میراث فرهنگی مخالف آن هستند.

تهران – میراث خبر:
گروه اجتماعی،فاطمه علی اصغر : تصمیم به تغییر نام «ساوجبلاغ» ،سرزمین چشمه های آب سرد در حالی از سوی مسئولان متولی عنوان می شود که کارشناسان و صاحب نظران میراث فرهنگی این تغییر را مغایر با ارزش ها و اصالت تاریخی این شهر کهن می دانند.

ساوجبلاغ، نام یکی از شهرستان های تاریخی استان تهران است که دارای دیرینگی 7 هزار ساله بوده و نه تنها از نظر تاریخی بلکه به لحاظ طبیعی نیز دارای جاذبه های بسیاری است. طی سال های گذشته مسئولان این شهر تصمیم به تغییر نام ساوجبلاغ که در اسناد و مدارک تاریخی گویای اصالت و هویت این شهر بوده و به معنای سرزمین چشمه های آب سرد است، گرفته اند. مهترین دلیل ارایه شده از سوی این مسئولان خواست اکثریت مردم مبنی بر ثقیل بودن این نام و همچنین ترکی بودن این واژه است .

به همین منظور 5 مهر سال جاری طی جلسه ای که با حضور کارشناسانی چون دکتر «ملا صالحی»، عضو فرهنگستان ادب فارسی و پایه گذار فلسفه باستان شناسی در ایران و عضو انجمن حکمت،«حاتمی»، کارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران، «پوریان»، کارشناس جغرافیا ،«عسگری»، باستان شناس ومولف کتاب ساوجبلاغ شناسی ،مهندس «زعیم»، کارشناس معدن و مسئولان فرمانداری ساوجبلاغ برگذار شد، بیشتر استادان با تغییر نام ساوجباغ مخالفت کردند و هویت فرهنگی را بر هویت نژادی ارجح دانستند .

« دکتر ملا صالحی » در این باره گفت :«اگر چه واژه ساوجبلاغ از زبان ترکی گرفته شده اما نباید این مو ضوع را فراموش کرد که همواره فرهنگ هادر طول تاریخ بر یکدیگر تاثیر گذاشته و در حال حاضر بسیاری از کلمه های رایج در زبان فارسی از جمله آقا و خانم ، عربی و ترکی است و این نمی تواند دلیلی برای نامگذاری دوباره این شهر تاریخی شود.» وی همچنین با تاکید بر ارزش های تاریخی این نام ،افزود:« در کشور ایران که 2هزار سال در طول تاریخ مقاومت کرده و همواره هویت فرهنگی بر هویت نژادی آن ارجحیت داشته است، نباید بگذاریم که قوم گرایی باعث ایجاد تفرقه میان مردم شود.»

از سوی دیگر ملا صالحی با بیان این مطلب که بسیاری از ساکنان ساوجبلاغ ترک زبان بوده و ازدیر باز تاکنون به دفاع از ارزش ها و اصالت های تاریخی این شهر کوشیده اند،افزود:«حتی اگر قرار است واژه سهل تری از نظر زبانی برای این شهر انتخاب شود نباید مغایر با فرهنگ و زبان ترکی باشد.»

«ابوالقاسم حاتمی» نیز که سال ها به بررسی و شناسایی آثار و بنا های تاریخی ساوجبلاغ پرداخته ، در مخالفت با تغییر نام این شهر گفت :« این شهر کهن سال هاست با این نام در اسناد و مدارک تاریخی شناخته شده و تادلایل علمی و اصولی ثابت شده ای وجود نداشته باشد نباید برای تغییر این نام اقدام کرد.» وی این نام را حاصل فرآیند اجتماعی و فرهنگی 7 هزار ساله این شهر دانسته و گفت:« در صورتی که نامی غنی از ماهیت فرهنگی و تاریخی شهر ساوجبلاغ وجد نداشته باشد ،تغییر نام آن کاملا نادرست است.»

در پایان جلسه مقرر شد دلیل اصلی تغییر این نام به صورت علمی و مستند توسط مسئولان مربوطه ارایه شده و در جلسه بعدی با حضور این استادان بررسی شود.
http://savucbulaq-shehriyar-islamshehr-az.blogspot.com/


شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
اکراد در اورمیه (18 اسفند)!!!

اکراد در اورمیه (18 اسفند)

چندی از عملکرد نابخردانه و برنامه ریزی شده عوامل داخلی و خارجی اکراد در نا ­آرامیهای ماکی و نتیجه تلخ آن (کشته و مجروح شدن چندین تن از هموطنان بیگناه) نمی­گذشت که خبر ناگوار قتل عام خانواده­ای متعهد و بیگناه دیگری توسط تروریستهای کُرد در اورمیه پیچید. با این اقدامات دیگر نمیشد باز هم حرکات خشونت آمیز و نقشه­های پلید آنان را نادیده گرفت و نسبت به حُسن همجواری و ادعاهای دروغین برادری ایشان تردیدی به دل راه نداد. مگر ملت شریف تورک چه اندازه بایستی جوانمردی و از خودگذشتگی نشان می­دادند. اینگونه بود که دیدگاهها نسبت به چهره کریه و خشن تروریستهای کُرد واقع بینانه­تر شد و اهداف خام و نسنجیده احزاب کُرد در جدا نمودن شهرهای آذربایجان و زمیمه آنها به کُردستان در قالب کُردستان مستقل یا کُردستان شرقی بر عموم تورکها و آذربایجانیان کاملاً محرز گردید واضح و مبرهن است که احزاب کوته فکر و کم فهم به منظور جبران اشتباهات فاهش خود در رو شدن دستشان در پیشبرد نقشه­های شوم و همچنین خنثی نمودن اثرات آن و اغفال و انحراف دوباره “اذهان عمومی رو به بیداری ملت تورک” بیانیه­ای در راستای دعوت ظاهری از کُردها برای تجمع در اورمیه صادر شد «که در اصل عدم خروج و حتی عدم تردد بر کلیه کُردها تکلیف شده بود» تا واقع بینی بوجود آمده علیه ایشان با مشاهده عقب نشینی تاکتیکی و عدم حضور ظاهری کُردها که غیر عادی و تصنعی بود به گونه­ای که حتی یک رهگذر کُرد هم در محل یاد شده دیده نشد فروکش نماید و آنان فرصت و زمان لازم را به منظور آرایش نیروهای تبلیغاتی و مهمتر از آن قوای تروریستی و خانه­های تیمی خویش با ساز و برگ کامل و در عملی ساختن نقشه­های پلید؛ راهنمایی مربیان یا بهتر بگوییم اربابان خود داشته باشند. غافل از اینکه ملت شریف تورک آگاهتر از این حد می­باشند که با این تحرکات مصنوعی و خام اغفال شوند. حال بر ملت شریف تورک تکلیف است که با دیدن اتحاد همه جانبه و فرمانبرداری بی چون و چرای عوامل کُرد از احزاب به ظاهر سیاسی خود بسی مصمم­تر، متحدتر، متشکلتر و آگاهانه­تر برای صیانت از خاک، ناموس و شرف خود برنامه­ریزی نموده و آماده­گی جانفشانی در راه مقدسشان را داشته باشند.

مهندس­ ستاری


شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
قاراباغ مهمتر از فلسطین.

قاراباغ مهمتر از فلسطین

در خبرها آمده بود که امام جمعه یکی از شهرهای تورک ایران با اعلام این نکته که «قیاس مسأله فلسطین با اشغال قره‌‏باغ اشتباه است» نقطه عطفی را در اعلام سیاست های حاکمه رقم زده اند. متاسفانه این امام جمعه محترم دقت ننموده اند که این گونه سخن گفتنشان می تواند چه تبعاتی داشته باشد لااقل می توانستند به مانند دیگر دوستانشان ناگفته به پندار خویش پایبند باشند ولی اینک که این سخن بر زبان رانده شده است ما نیز قصد داریم تا نگاهی واقع بینانه به این مساله داشته باشیم و ببینیم سخنان این امام جمعه محترم تا چه اندازه با واقعیت همخوانی دارد؟

حدود یکصد سال پیش و در آغازین سالهای قرن بیستم ، یهودیان اکثراً متمول با حمایت های پنهانی استعمار پیر (بریتانیای کبیر) به آرامی و در نهایت آرامش وارد سرزمین فلسطین شدند و با پیشنهادهای اغواگرانه ، زمین های فلسطینیان را به چندین برابر قیمت اصلی از آنان خریداری نمودند این روند ادامه داشت تا اینکه بعد از گذشت سالها ، فلسطینیان تازه به خاطر آوردند که عجب کلاهی سرشان رفته است این بیداری نصفه و نیمه زمانی رخ داد که بیش از نیمی از زمین های فلسطینیان به یهودیان فروخته شده بود. ذکر این نکته در اینجا حائز اهمیت است که تا بدین جا حتی از دماغ یک فلسطینی قطره خونی نریخته بود.


در روی دیگر سکه ، واقعه ای را داریم که حدود چهارده سال پیش رخ داد. بدین گونه که داشناک های ارمنی با حمایت مستقیم نیروهای نظامی روسیه ، جنگی اعلام نشده و ضد بشریتی را آغاز کردند که در آن اکثر کشته شدگان کودکان و زنان بی گناه و بی پناه آذربایجانی بودند. داشناک های ارمنی حیوان صفت در این وحشی گری خود کار را تا بدانجا پیش بردند که شکم زنان حامله را دریده و جنین بی گناه و معصوم را بیرون آورده و بر تیغ می کردند. برای اثبات وحشی گری های ارامنه خونخوار در مناقشه قاراباغ ، آنقدر سند و مدرک وجود دارد که حتی کشورهای غربی نیز نتوانسته اند آن را تکذیب کنند و در نهایت با سکوت از کنار آن رد می شوند. آری بدین گونه و در نهایت اعمال سبعانه خاک آذربایجان مورد هجوم واقع گردید و منطقه قاراباغ در نهایت وحشی گری از آن جدا گردید. در این وحشی گری تعداد زیادی از مسلمانان قاراباغ به شهادت رسیدند.


امروز در پایانین روزهای سال 1384 شمسی هستیم و باز به این دو مساله ، که جهان اسلام را در تاثر فرو برد می نگریم. ولی سوالی برای هر فرد منصف و با وجدانی پیش می آید و آن این است که : آیا «قیاس مسأله فلسطین با اشغال قره‌‏باغ اشتباه است»؟
آیا این که گفته می شود: «مسأله فلسطین یک مسأله عربی و منطقه‌‏ای نیست بلکه یک مسأله اسلامی و جهانی است چرا که در این اشغال قبله اول مسلمانان مورد اهانت و تجاوز قرار گرفته اما در مسأله قره‌‏باغ ما ضمن محکوم نمودن ارمنستان در حمله به قره‌‏باغ، حساسیت زیادی را در حیات اسلامی و مسلمانان نمی‌‏بینیم.» درست است؟

خدا نیاورد روزی را که تعیین مسلمانی و نامسلمانی هم بسته به بازی های سیاسی روزگار باشد.
خدا نیاورد روزی را که ریخته شدن خون مسلمانان بی گناه را با «نداشتن حساسیت زیادی در حیات اسلامی و مسلمانان» پاسخ گوییم.
خدا نیاورد روزی را که دفاع از مسلمانان بی گناه و مظلوم قربانی معادلات پنهان سیاسی گردد.
خدا نیاورد روزی را که در برابر پیامبر اسلام به خاطر دفاع نکردن از اهل وی در قاراباغ بی دفاع مواخذه شویم.

افسوس و صد افسوس که این وقایع همه بر سر ما آمده است و ما هنوز به خدا نیاورد روز را … گفتن مشغولیم.
افسوس معادلات سیاسی و بازی های پشت پرده ، آنچنان خونهای ریخته شده در قاباغ را بی ارزش نموده است که می گویند: «حساسیت زیادی را در حیات اسلامی و مسلمانان نمی‌‏بینیم»
افسوس و صد افسوس که فاجعه قاراباغ را بی اهمیت تر از مساله فلسطینیان می شمارند.
این در حالی است که اگر فلسطینی ها (غیر از آنهایی که زمین های خود را با اختیار و رغبت خود به یهودی ها فروخته اند) را به زور از زمین های خود بیرون رانده باشند ، در قاراباغ چنین نکردند بلکه آنها را کشتند تا دیگر کسی نباشد که ادعای خاک و زمین نماید. این کجا و آن کجا؟

واقعاً جای تاسف دارد که به مساله فلسطین فقط به این خاطر نگریسته شود که قبله نخست مسلمانان در آنجا واقع است ولی در قاراباغ هیچ قبله ای وجود ندارد. کاش این سخن کودکانه بر زبان رانده نمی شد مگر قرار است فقط سرزمین هایی که قبله ای در آنها هست را حمایت و دفاع نماییم؟ آیا مساجدی که در قاراباغ وجود داشتند و امروزه (ضمن شرمندگی در محضر پیامبر اسلام باید عرض کنم) تبدیل به طویله و محل نگهداری خوک ها گشته است. هیچ حرمتی ندارند؟ آیا مسجد مذکور با مسجد الاقصی تفاوتی دارد؟ مگر مسجد خانه خدا نیست؟ آیا فرق قائل شدن بین دو مسجد رواست؟

جالب است که به غیر از مقامات ایرانی ، همه کشورهای اسلامی عربی ، به مساله فلسطین نه به عنوان یک مساله اسلامی ، بلکه به عنوان یک مساله عربی می نگرند شاهد مدعا نیز می تواند رقم زدن برگی از تاریخ باشد جنگ شش روزه اعراب بر علیه اسرائیل ، می تواند به راحتی این ماجرا را تایید نماید و می توان با مراجعه به تاریخ و گفت و شنیدها و مکتوبات تاریخ در این باره به صحت و سقم این مساله پی برد. ولی با گذشت زمان عربها متوجه گشتند که مساله فلسطین را نمی توانند با پتانسیل اندیشه عربی حل کنند لذا دست به دامن اندیشه اسلامی شدند و سعی کردند با اسلامی کردن این مساله از پتانسیل های دیگر نیز بهره جویند.

نگارنده بر این باور است که آن قسمت از خاک فلسطین که به زور از فلسطینیان گرفته شده است می بایست به آنها برگردانده شود ولی آن قسمت از زمین ها که توسط عربها و فلسطینی ها فروخته شود قابل استرداد نیست. و هر چه کردند بر خود کردند. و در نهایت می بایست یک دولت فلسطینی ایجاد شود و کشور مستقلی با نام فلسطین وارد نقشه های جغرافیایی گردد. ولی در قاراباغ خاکی فروخته نشده است که این گونه شرط دوگانه ای را بتوان برای آن متصور شد خاک قاراباغ بایستی تمام و کمال به آغوش آذربایجان برگردانده شود امروز ملت آذربایجان با متانت با این مساله برخوزد می کند ولی اگر لازم باشد از اهرم های دیگری نیز بهره خواهد جست. خاکی که با زور گرفته شده است با زور هم پس گرفته خواهد شد.

آری ما نیز می گوییم :قیاس مسأله فلسطین با اشغال قره‌‏باغ اشتباه است. اما نه به مانند آن امام جمعه محترم. بلکه با این مضمون که «مساله اشغال قاراباغ مهمتر از مساله فلسطین است»

قاراباغ 16/12/84 www.qarabaq.azerblog.com

*********************************************
قاراباغ: اگر این امام جمعه محترم و دیگران نمی دانند در قاراباغ چه گذشته است لطفا نیم نگاهی به این عکسها داشته باشند شاید …
















http://www.qarabaq.azerblog.com/?p=1347


پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384
تظاهرات اعتراض آمیز هویت طلبان مشکین شهر با حمله نیروهای گارد...

دقت...............دقت

 

تظاهرات اعتراض آمیز هویت طلبان تورک مشکین شهر با حمله نیروهای گارد ویژه روبرو شد

 

عصر روز چهارشنبه  برابر با 24 اسفند ماه، هزاران تن از مردم معترض مشکین شهر(خی یو) با تجمع در میدان اصلی شهر و  خیابانهای منتهی به آن، تظاهرات اعتراض آمیز خودجوشی را علیه آپارتاید حاکم فارس، داشناکهای ارمنی و نیز فاشیسم کرد براه انداختند. در این تظاهرات  خودجوش،  صدها تن از جوانان حرکت ملی آذربایجان یکصدا فریاد می کشیدند:

 هارای هارای من تورکم (فریاد فریاد من تورک هستم!)                                                   

 یاشاسین آذربایجان (زنده باد آذربایجان)                                                                                    

تورکون دیلی اولن دیل                     

(زبان تورک ماندگار است.... تورکون آدی اولن ده ییل ... آذری یه دونن ده ییل                                  

(نام تورک ماندگار است... تبدیل به آذری نخواهد شد!)

اولوم اولسون داشناکا                                                                                                           (مرگ بر داشناکهای ارمنی)

 قاراباغ بیزیمدی ...  بیزیم اولاجاق                                                                 

( قاراباغ  وطن ما است و از آن ما خواهد بود )

اولوم اولسون کورد فاشیستینه                                                                                                 (مرگ بر فاشیستهای کورد)

 تورک تورکونن ساواشماز...تورک تورکو ساتماز       

(تورک با تورک نمی جنگد...تورک تورک رانمی فروشد!) 

 

این تظاهرات مسالمت آمیز با حمله نیروهای گارد ویژه به خشونت کشیده شد.بدنبال این هجوم وحشیانه، دهها تن از دختران و پسران مشکین شهری با مامورین گلاویز شدند و به مقاومت پرداختند.

در این تهاجم قریب به ده تن از معترضین مصدوم و مجروح و جمعی نیز بازداشت شدند که تلاش برای شناسائی هویت توقیف شدگان ادامه دارد. همچنین گفته می شود معترضین دو لباس شخصی کرد زبان را که با نیروهای گارد همکاری می کردند تنبیه نموده اند.

ائلگول نبی قیزی، خی یو شهریندن


پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384
مصاحبه با چند تن از هویت طلبان مشکین شهر در خصوص تظاهرات

مصاحبه با چند تن از هویت طلبان مشکین شهر در خصوص تظاهرات عصر چهار شنبه
 
 
چند تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در مشکین شهر (خی یو) نظرات خود را در خصوص تظاهرات اعتراض آمیز این شهر به صورت ذیل اظهار داشتند:
 

- ابراهیم، معلم، متاهل:

 35 میلیون تورک آذربایجانی  براساس بدیهی ترین و طبیعی ترین حقوق انسانی و قانونی خود، از حق مسلم خواندن و نوشتن به زبان مادری برخوردارنیستند. این حق بصورت وقیحانه ای از تورکهای ایران اعم از آذربایجانی، قشقائی، خوراسانی،افشار و تورکمن دریغ شده است. اما به رغم این قبیل ظلمها، ارامنه و فارسها بصورت حیرت انگیزی نه تنها از حقوق زبانی بلکه از امتیازات نژاد پرستانه متعددی در این رابطه برخوردارند. کاملا مشهود است که در ایران برابری قومی نیست، حقوق انسانی برخی از اقوام نقض می شودو بعبارتی 35 هزار ارمنی مسیحی بر 35 میلیون تورک مسلمان در جمهوری اسلامی ایران ترجیح داده شده اند.

-  محمد، کارمند، 35 ساله :

تظاهرت خودجوش مردم مشکین شهر همسو با تظاهرات مردم ماکو، قم،اهر، تبریز و اورمیه  بود. در واقع اهالی مشکین شهر با تجمع ناگهانی و خودجوش خود کوشیدند تا ضمن حمایت از آرمانهای حرکت ملی آذربایجان خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط بازداشت شدگان تبریز شوند.

- ساوالان، شغل آزاد، 28 ساله:

آذربایجان یک واقعیت مسلم هزاران ساله است. متاسفانه فاشیسم فارس به دلیل جنون تحریف و تحقیر ی که دچار آن شده است به شدت در تلاش انکار هویت تورکی و آذربایجانی ما است. امیدوارم شوونیستهای فارس با شنیدن شعار هارای هارای من تورکم، دست از رفتارهای کودکانه خود بردارند.همچنین این تظاهرات بدون مجوز بود. اساسا در ایران تحت ملکیت فارسها،  فقط ارمنی ها و کردها و فارسها  قادر به اخذ مجوز هستند. کار بجائی رسیده که داشناکهای ارمنی در تهران و اصفهان  و تروریستهای پژاک و پ کا کا  در ماکو می توانند برای آندارنیک و اوجالان درخواست تجمع کنند ولی آذربایجانیهای مظلوم  بر سر مزار بزرگان و متوفیان خود نیز قادر به تجمع نیستند.  

- آی نور، دانشجو، 22 ساله:

در حال حاضر تلاشهای وسیعی برای تضعیف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی  مناطق تورک نشین در حال انجام است. از یک طرف بصورت متناوبی اقدام به تجزیه سرزمین آذربایجان با اسامی استانهای زنجان، همدان، گیلان، قزوین، اردبیل، اراک، قم، کرج و شهرهای سونقور، قروه و بیجار می کنند و از سوی دیگر تا جائیکه می توانند در صدد تغییر ترکیب جمعیت بومی آذربایجان با اضافه  کردن مهاجرین فارس ، کرد، افغانی و عراقی هستند. کار بجائی رسیده است که میزان سرمایه گذاری در استانهای مستعد آذربایجان 350 برابر کمتر از مناطق کویری است.

ت. روزنامه نگار:

به نظر می رسد درحال حاضر آذربایجان شاهد تحمل یک کودتای سیاه ساختاری  و البته اعلام نشده است. من معتقدم برنامه دقیقا مدون و هدف داری در جهت محو کامل هزاران روستا ، آبادی و اوبه ی تورک نشین در آذربایجان و مهاجرت میلیونها نفر از اهالی این مناطق به قسمتهای مرکزی و کویری ایران در حال اجرا است. شوونیسم فارس با تضعیف بی رحمانه اقتصادی در آذربایجان بعنوان سرزمینی که بی گمان مستعدترین بخش کشور برای کار و سازندگی است و همچنین عدم احداث راههای جدید در این سرزمین، مجدانه قصد دارد آذربایجان را در بن بست فقر و فلاکت نگه دارد و جمعیت بومی آنرا جهت تسریع در امر آسیمیلاسیون و الیناسیون از سرزمین مادری دور کند. این سیاستها برای تورکهای آذربایجان غیر قابل تحمل است و هرگز و هرگز به رسمیت شناخته نخواهد شد.

- ایوب،75 ساله، بازنشست:

احسنت بر جوانان آذربایجان. آنچه که در حال حاضر آنا وطن ما شاهد آن است ادامه خط سرخی است که حکومت مقدس و ملی ما در سالهای 1324و 1325 از خود برجای گذاشته است. آذربایجان باید سرنوشت خود را با قاطعیت تمام در دست بگیرد. در حال حاضر در تمام خاورمیانه هیچ قوم تحت ستمی  مانند 35 میلیون آذربایجانی، واجد ثروت عظیم بالفعل ، شکوه تاریخی و قدرت اراده  نبوده و در نهایت مستحق پیروزی و موفقیت نیست!

Danisiq aparan: Araman…t.

 


پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384
ترکیه و مسئولان ایرانی.وتفرقه افکنی شونیزم فارس.

سرویس‌های اطلاعاتی ترکیه با برقراری ارتباط با تعدادی از دانشجویان ایرانی مقیم ترکیه و پرداخت حقوق ماهانه به آنان، از این دانشجویان برای تحریک مسائل قومی و فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه در ایران استفاده می‌کنند.

۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۲:۳۲ تعداد بازدید : 7650 کد خبر : ۳۶۳۹۳

دروغ محض مگر شما از کشورهای دیگه دانشجو پذیرش نمی کنید ؟ ما هم خیلی ازدانشجویان اسلام گرای ترکیه وکرد وفلسطینی افغانی پاکستانی را می شناسیم که دردانشگاهای شما! (دانشگاه قزوین) مجانی تحصیل میکنند!در حالیکه از ایرانیها شهریه میگیرید!   چرا؟از خودتان نمی گویید؟.چرا زور تون آمده ترکیه چند دانشجو بورسیه کرده ؟در حالی که  شما حتی از ارمنستان دانشجو پزیرش می کنید!!! ما این انتظار را از سایت  باز تاب نداشتیم . این سایت  تقریبا فاشیستی عمل نمی کرد.چرا این طور شده؟!!شما در حمایت از ارمنستان شعیه هارا دست گیر!مورد ضرب وشتم قرار می دهید  زندانی می کنید !اززندان تبریز که خبر دارید. حجت السلام عظیمی را تهدید به اعدام میکنید. چرا؟؟؟ بیشتر از این دوست وبرادران دینی ما را از خود دور وبه دشمن نزدیک نکنیم بهتره.http://www.baztab.com/news/36393.php


چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384
نوید آذربایجان توقیف شد!
http://www.navidazerbaijan.com/464/page1.jpg

چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384
ناپدیدن شدن  علی رضا فرشچی؟!!

 اؤنملی بیر خبر:

 

                                         آذربایجانیمیزین غئیرتلی و چالیشقان

 

                       اوغلو علیرضا فرشی جنابلاری اؤز ماشینی ایله یوخا چیخیب!!

 

کوتله‌وی قایناقلاردان الیمیزه گلن سون بیلگیلره گؤره عزیز یولداشیمیز علیرضا فرشی جنابلارینی دوشنبه گونو رحمتلیک سهند افشارینین یاس تؤره‌نی قورولان مچیدین قاباغیندا کیملیکلری بللی اولمایان آداملار یاخالاییب فرشی به‌یین اؤز ماشینی ایله آپاریبلار. بورایا‌دک ۲۴ ساعاتدان آرتیقدیر اوندان بیر خبر الیمیزده یوخدور آنجاق وئریلن بیلگیلره گؤره علیرضا به‌ی فرشینین ماشینی تبریزین حافظ یول آیریجیندا ( چارراهیندا ) بوراخیلمیش بیر دورومدا ییه‌سیز تاپیلیب!.

تورکاز:  بو خبر هله لیک گوونلی قایناقلار طرفیندن دستکلنمه دیگینه گؤره یالان خبر یاییلماسین دئیه تورکاز وئبلاگینین ایستکلی اوخوجولاری، فرشی جنابلارینین سایین عائله - یاخین تانیش و یولداشلاری و آذربایجان میللی حرکتینین غئیرتلی چالیشفانلاریندان ایسته‌نیلیر بو خبر اوزه‌رینده اللرینده آرتیق بیلگی اولسا یاییلماق اوچون بیزیم الیمیزده قویسونلار.


چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384
بروز اختلاف نظر شدید در میان محافل کرد در پی حوادث تروریستی ماکو
بروز اختلاف نظر شدید در میان محافل کرد در پی حوادث تروریستی ماکو و اورمیه

بدنبال آشوب آفرینی چند ده تن از تروریستهای مسلح پژاک و پ. ک.ک. در ماکو و قتل وحشیانه همه اعضای خانواده عبدالعلی زاده در اورمیه، نفرت عمیق و غضب شدیدی در آذربایجان غربی علیه تروریستهای کرد ظهور کرده است.

بروز چنین وضعی سبب شده تا بمحض پخش اعلامیه تجمع توسط تروریستهای کرد در شهرهای آذربایجان غربی، انبوهی از شهروندان تورک مخالف با فاشیستهای کرد بسیار زودتر و بیشتر از تروریستها و نیز مامورین دولتی در محل مذکور جمع شده و آماده مجادله با تروریستها شوند. بعنوان مثال گردهمایی خشمگینانه صدها تن از فعالین تورک اورمیه در میدان مرکزی این شهر در مخالفت با تجمع تروریستهای کرد به حدی جدی و سریع بود که در آنروز بسیاری از کردهای مهمان این شهر حتی قادر به حضور عادی در خیابانهای اورمیه نیز نشدند!

بر اساس اخباری که از یکی از منابع دمکرات به بیرون درز کرده در حال حاضر بین محافل کرد اختلاف شدیدی در خصوص ادامه و یا توقف این قبیل مسائل بروز کرده است به حدی که برخی از آنان اخطار داده اند در صورت تداوم مالیخولیای ارضی و تشدید خشم تورکها در آذربایجان علیه تشکیلات کرد، ممکن است در اینده حتی شهر سنندج نیز ازحیطه نقشه کردها خارج شود!

خاطر نشان می شود که براساس اعلام بولتن داخلی شورای شهر ، در اورمیه نزدیک به 6.5 درصد از اقلیت مهاجر کرد زندگی می کنند که اکثریت قریب به اتفاق آنها بعد از انقلاب اسلامی در این مناطق بصورت مهمان ساکن شده اند. در حال حاضر متاسفانه به دلیل ارتکاب جنایتهای سبعانه توسط فاشیستهای کرد و افزایش تنش میان اکثریت تورک و اقلیت ناچیز کرد، منطقه شاهد مراجعت محسوس مهمانان کرد به سوی جنوب است.

سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1384
ناصر پور پیرار در سمینار ملی شدن صنعت نفت در دانشگاه آزاد:

 

 

84/12/21

تاریخ ایران را از تحریف و تحقیر تطهیر کنید!

 

ناصر پور پیرار یکی از مورخین و محققین دگراندیش تاریخ ایران و مولف مجموعه کتابهای جنجال انگیز دوازده قرن سکوت، ظهر روز 5 شنبه 18 اسفند ماه، در سمینار بررسی «ملی شدن صنعت نفت و سقوط مصدق» که در مجتمع دانشگاهی حضرت ولیعصر دانشگاه آزاد تهران برگزار شد ضمن اعلام ضرورت تطهیر تاریخ ایران از تحریف و تحقیر اظهار داشت:

 علت وقوع کودتای 28 مرداد، ممانعت از ملی شدن صنعت نفت در ایران نبود، بلکه این کودتا  ناشی از ترس  کشورهای غربی از جمله دولتین آمریکا و انگلیس از قدرت گیری نیروهای چپ متمایل به شوروی در ایران و در نهایت ورود این کشور به اوردوگاه کشورهای سوسیالیستی بود.

پور پیرار بحث خود را با اشاره به ضرورت بیان پیشوندهای تاریخی در خصوص حوادث روزگار مصدق دانست و گفت: موضوع تاریخ معاصر ایران به اجمال بیان شده و فاقد  هرگونه وضوح منطقی است. بنابراین برای ورود به تاریخ معاصر ایران که بخش کوچکی از آن مربوط به ملی شدن صنعت نفت است توجه به اوضاع تاریخی بعد از امپراطوری صفویه امری ضروری است. مثلا برای مورخ محقق، همیشه این سئوال وجود داشته است که چگونه در ایرانی که هزار سال به شیعه فحاشی می کرد ناگهان طی بیست سال با ظهور شاه اسماعیل صفوی، مذهب ملت عوض می شود؟! البته برخی از جهال، قصه می بافند  که صفویه  با پرورش تعدادی آدمخوار موفق به تغییر مذهب ملت شده است که کذب بودن این گونه نقالیها بر هیچ کس مخفی نیست.

 اما به نظر من هدف نویسندگان این قبیل افسانه های کودکانه، تقویت سطحی نگری در تاریخ نگاری وهمچنین افسانه نگاری در عوض تاریخ نگاری بوده است!

پور پیرار افزد: تاریخ سرزمین ما فاقد محقق و مورخ ملی است. تاریخ کنونی ایران محصول نگارش بیگانگان و نسخه برداری مستمر مترجمین و نویسندگان متعدد داخلی بوده که عموما نیز توسط دولتهای وقت مورد حمایت و تقویت قرار گرفته و بدون هر گونه نقدی وارد مناسبتهای ملی و نیز کتب مدارس و دانشگاهها شده و توسط رسانه های گروهی وسیعا تبلیغ گردیده است. حیرت انگیز آنکه این قبیل  نوشته های تاریخی برغم آنکه توسط افراد مختلف و البته اکثرا یهودی، از چند کشور نوشته شده همه یکسان هستند و اختلاف خاصی با هم ندارند در حالیکه همین نویسندگان بر سر مسایل معاصر اروپا، مثلا وقایع جنگ دوم جهانی  با یکدگر اختلافات جدی دارند.

پور پیرار در تالار شهید باکری مجتمع دانشگاهی حضرت ولیعصر اظهار داشت: متاسفانه حتی در تاریخ معاصر هم تنها به بیان حوادث  و فارغ از تحلیل جدی آنها پرداخته ایم. مثلا اطلاعات ما در خصوص وقایع دوران رضاخان  بسیار کمتر از دوران اشکانیان است. در واقع تقریبا تلاش شده تا این حوادث بسیار کوتاه، بدون تحلیل جدی  و البته با تحسین خارق العاده بیان شوند.

سپس پور پیرار با اشاره به انقلاب عظیم مشروطیت گفت: چگونه می شود در کشوری که فاقد نظام صحیح ارتباطی بوده و هنوز در دوران ماقبل فئودالیته زندگی می کرده ، حداکثر 10 میلیون جمعیت داشته و 5 درصد آنها با سواد بودند انقلابی به عظمت مشروطیت بوقوع می پیوندد؟! این درحالی است که درست همز مان با انقلاب ایران در روسیه تزاری انقلاب ناکامی بصورت آرام به وقوع پیوست که واجد تقاضاهای مشابه انقلاب مشروطه ایران بود. روسیه انروز برخلاف ایران از رشد درخشان روشنفکری، نیروهای تولید کننده و طبقه ای از آریستوکراتهای قدرتمند برخوردار بود و می توانست در انقلاب کامیاب شود. اما این انقلاب بطور کامل شکست خورد و عاملین و معتقدین به آن یا اعدام شدند و یا سر از سیبری در آوردند!

در مقابل رعیتهای ایرانی نه تنها توانستند مرحوم مظفرالدین شاه را وادار به صدور فرمان تاریخی مشروطیت کنند بلکه بعد از پیروزی، تازه شروع به عرضه آمال تاریخی خود نمودند.

     پور پیرار برای رسیدن به این جوابها بر ضرورت پیدایش محققین شجاع و ملی تاکید کرد و خواستار تطهیر تاریخ ایران از دروغ گوئیها و تحقیرها و تحریفها بخصوص در زمینه تاریخ ملل و اقوام ایرانی شد.

 او گفت : مورخین دروغپرداز کار را به جائی رسانده اند که فارس به تورک و عرب فحش می دهد و در مقابل آنان نیز به فارس جواب می دهند!

او افزود: متاسفانه این تاریخ کثیف را وارد کتابهای درسی مدارس کرده اند. کتابهایی که از دوران رضاخان تاکنون تفاوت خاصی با یکدیگر نداشته اند. وقتی به مسئولین کنونی می گوئیم که چرا این دروغها را در مدارس به کودکان معصوم می گوئید در جواب فقط سکوت می کنند! مثلا  تخت جمشید که یک بنای ساده، نیمه کاره، رها شده و فاقد سقف بوده و مهندسین و متخصیصن امر نیز آنرا تایید می کنند  به چه دلیل بصورت یک بنای ملی در کتابهای درسی نمایش داده می شود و تاریخ پرشکوه ملل و اقوام ایران به رغم قدمت بیش از 5000 هزار ساله، 25000 ساله معرفی می شود و... ؟!

سپس پور پیرار با بازگشت به موضوع نفت گفت: مجموعه ای که برای اولین بار درخو است ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد از نظر اجتماعی ناشناخته است. به نظر من این درخواست می تواند بازتاب آمال استقلال خواهانه باشد. روشنفکران استقلال طلب معتقد بودند که استقلال واقعی زامانی به دست خواهد آمد که نفت ملی شود. همانگونه که روشنفکران دوران مشروطیت فکر می کردند به صرف احداث شوارع  و انتشار نشریات می توان  کشور را مترقی کرد. چنین اوتوپیائی در دوران ملی شدن صنعت نفت نیز ظهور کرد. وقتی تقاضای ملی شدن نفت در مجلس طرح شد رزم آرا در پشت تریبون پارلمان سخنانی گفت که دلیل خیانت او به کشور تلقی گردید. او اظهار داشت: شما چه می خواهید؟! می دانید صنعت نفت یعنی چه؟! شما که یک آفتابه نمی توانید درست کنید چطور می توانید یک قطره نفت استحصال کنید؟!

 بنابراین رزم ارا معتقد بود که قبل از ملی شدن صنعت نفت می بایست فرهنگ و علم این صنعت را داشته باشیم.

پور پیرار گفت: من با بخشهایی از صحبت رزم ارا موافقم. وقتی به اسناد نگاه می کنیم کاملا مشهود است که دولت بریتانیا مخالف ملی شدن صنعت نفت نیست بلکه دولت لندن مایل به ادامه کار در صنعت نفت ایران و لغو سهم 14 درصدی تهران و به این ترتیب امضای  قرار داد جدید 50 به 50 می باشد. در واقع خروج انگلیس از ایران سبب خوابیدن صنعت نفت ایران می شد که عملا نیز تا کودتای 28 مرداد چنین شد.

البته این امر نمی تواند مجوز غارت ثروتهای ملی توسط عوامل بیگانه تلقی گردد. بسیاری از روشنفکران با پیشنهاد 50 درصد موافق بودند و حاضر به اتمام تنشها شدند. آنها معتقد بودند که اگر خودمان اقدام به استخراج و استحصال و فروش کنیم کمتر از این مقدار درآمد خواهیم داشت.اما برخی که شعارهای تند ملی می دادند و مدام بر آتش ناسیونالیسم میدمیدند با این امر مخالفت کردند و نتیجه آن تضرر شدید ملت ایران شد.

در واقع بعد از کودتای 28 مرداد کنسرسیومی که شروع به کار کرد با قانون ملی شدن صنعت نفت مخالفت نکرد. چرا چنین شد؟! چون که از همان ابتدا دولت بریتانیا با ملی شدن صنعت نفت ایران مخالف نبود و کودتای 28 مرداد نیز برخلاف ادعاهای ملیون، هرگز به خاطر ملی شدن صنعت نفت به وقوع نپیوست. در واقع این کودتا ناشی از تنازعات شدید اجتماعی و نیز حضور روز افزون نیروهای چپ متمایل به شوروی در ایران بود. پس غرب دچار وحشتی عمیق شد و جهت پیش گیری از وقوع یک تحول چپ در ایران اقدام به طراحی و اجرای کودتای 28 مرداد کرد.

  ناصر پور پیرار در خاتمه با اشاره به تاریخ به شدت کذب دوران باستان و امتداد آن تا به روزگار معاصر خواستار توجه جدی و عمیق محققین به فاجعه پوریم در عهد هخامنشی  و دروغ پردازیهای وسیع مورخان عموما یهودی مذهب غرب در خصوص هویت ملی ایران شد.

 وی خروج از تاریخ دروغین کنونی را بعنوان ضرورتی برای  درک حوادث تاریخ معاصر و همچنین تداوم حیات ملی ایران امروز دانست.

 

 در حاشیه:

لازم به ذکر است که سمینار مذکور از طرف مسئولین دانشگاه آزاد نخست برای ظهر روز چهارشنبه در نظر گرفته شده بود که بدون دلیل و اطلاع رسانی کافی، از طرف دکترغلامرضا محمودی رییس دانشگاه به ظهر روز پنج شنبه موکول شد!

 محمد م. دانشجوی دانشگاه آزاد تهران


سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1384
روحانی عالیقدر حجت الاسلام عظیمی قدیم به اعدام تهدید شد!

روحانی عالیقدر حجت الاسلام عظیمی که به قید سپردن وثیقه آزاد شده است باید برای محاکمه مجدد در دادگاه شهر تبریز حاضر شود نامبرده در یک تماس تلفنی با دادسرای تبریز از فرشی که دادیار می باشد خواستار چند روز مهلت بیشتر برای مراجعت به دادگاه می شود فرشی در پاسخ با عصبانیت می گوید در این صورت وثیقه را مصادره خواهد کرد حجت اسلام عظیمی قدیم به اینگونه رفتار معترض می شود و در پاسخ ، فرشی می گوید او قدرت این کار را دارد و این کار را خواهد کرد و در ادامه حجت اسلام عظیمی قدیم را مورد تهدید قرار داده و می گوید من تا کنون حکم اعدام ده الی پانزده تن از منافیقن را صادر کرده ام و یقین بدان در فرصت مناصب حکم اعدام منافقی همچون تو را نیز صادر خواهم کرد لازم به یاد آوری است تراژدی آیت الله شریعتمداری که ضربه روانی سنگینی به مردم آذربایجان زد باعث شده است که مردم آذربایجان به نوع رفتاری که با حجت اسلام عظیمی قدیم می شود حساسیت زیادی از خود نشان دهند

http://www.azadtribun.net/x520.htm

 


سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1384
جنایتهای یپرم ارمنی و حمایتهای تاریخ فروشان فارس از وی!
مرتضی. س – طلبه تورک حوزه علمیه تهران 


 تاریخ معاصر ایران از سوی بسیاری از نویسندگان، دچار تحریفات آشکار و پنهانی شده است که گاه تا حد قلب واقعیت یک پدیده و یا شخص پیش رفته است، نویسندگانی چون (مسعود بهنود، احمد کسروی، ابراهیم فخرایی، مهدی ملک زاده و…) از جمله کسانی هستند که به این تحریفات دست زده‌اند. مقاله حاضر صرفا به یکی از این مورد و تحریف شخصیت و عملکرد یپرم ارمنی از سوی این نویسندگان می‌پردازد و با استناد به جای جای کتابهای این نویسندگان و برخی دیگر کتب تاریخ در این زمینه پرده از این تحریف بر می‌دارد. تحریفی که از یک فرد غیر ایرانی ضد دین و ضد ایران، انسانی میهن پرست و خدمت گزار، مبارز و مجاهد ساخته است. 

تحریف تاریخ

آقا همانطور که روی صندلی نشسته بود و دو دستش را روی عصا تکیه داده بود, به طرف چپ نصفه دوری زد وسرش را برگرداند و با تغییر گفت: یپرم تویی؟ یپرم گفت: بله, شیخ فضل الله تویی؟ آقا جواب داد بله منم. یپرم گفت: تو بودی که مشروطه را حرام کردی؟ آقا جواب داد: بله من بودم و تا ابدالدهر هم حرام خواهد بود. موسسین این مشروطه، هم لامذهبین صرف هستند و مردم را فریب داده‌اند.(1)

از غروب تا به حال هر چه لازم اقدام بوده است کرده ایم. یپرم نمی‌خواهد نعش را بدهد. دگر چه داریم که بکنیم… خانه یپرم در شمال خیابان اسلامبول بود سرهنگ به خانه او می رود. پیام عضدالملک را به او می رساند و برای تحویل جنازه شیخ فضل الله اصرار می کند. یپرم باز سر سختی کرده  می گوید: این لاشه باید سوزانده شود این موضوع سوزانیدن خیلی شهرت دارد. این که یپرم این حرف را زده حرفی نیست و در این که خیلی به سختی نعش را تحول داده، باز هم حرفی نیست. سرهنگ یک حرفی به او می‌زند که در او موثر واقع می شود. سرهنگ به یپرم می گوید: امروز (روز بردار کردن شیخ فضل الله) مسلمانها همه مست و خواب هستند. ولی طولی نخواهد کشید که همه هوشیار و بیدار خواهند شد. آن وقت این عمل شما که رییس نظمیه هستید یک کینه بزرگی از ملت ارامنه در دل مسلمانها که اکثریت این مملکت را درست می کنند خواهد انداخت، که ابدا به صلاح ارامنه نیست، دیگر خود دانید. یپرم فکری کرده می گوید. بسیار خوب به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند (2)

آنچه ذکر شد صرفا بخشی از دو مقطع نزدیک به هم از تاریخ معاصر ایران است که شخصی به نام یپرم در آن حضور دارد و البته حضوری که به شدت تأثیر گذار و مهم است. مقاله حاضر در پی بررسی موضوعی خاص و جزیی در این مقطع مهم از تاریخ معاصر ایران است. در حقیقت این مقاله در پی بررسی ((تعریف شخصیت یپرم ارمنی)) از سوی برخی از نویسندگان تاریخ هستیم.که البته در این راستا به مقتضای بحث اصلی و جزیی خود، باید مباحث دیگری را مورد توجه قرار دهیم از جمله این که یپرم در واقع که بود؟

یپرم(یفرم)خان ارمنی، متولد گنجه از مسیحیان گریگوری داشناک و از فراریان روسی بود که در جریان نهضت مشروطیت به ایران وارد شد.به میان مشروطه خواهان رفت و پله‌های ترقی را در طول دوران قبل از پیروزی مشروطه پیمود. در قیامها و مبارزات فراوانی به همراه دیگر خارجیان و مسیحیان که بعدها بخشی از آنها تحت امر او بودندشرکت کرد. در مقامات نظامی رشد کرد. در پیروزی نهایی مشروطه طلبان و فتح تهران وشکست محمدعلی شاه شرکت داشت و پس از پیروزی مشروطه علی رغم خارجی بودن به بالاترین مقامات در قوای کشوری بعد از مشروطیت دست یافت و حدود دو سال در این مقام باقی ماند. یپرم در این مدت دست به اقدامات فراوان از جمله سرکوب چند شهر زد و در نهایت در درگیری با نیرو های سالار الدوله (حدودا دو سال پس از فتح تهران) کشته شد.

آنچه ذکر شد، خلاصه ای از حضور یپرم در نهضت مشروطیت بدون ذکر جزئیات و یادآوری و ارزش‌گذاری نسبت به عملکرد و شخصیت یپرم است. در آخر صفحه به جنایات و خیانتهای او نیز اشاره خواهم کرد.

اما مساله این جاست که برخی از نویسندگان دورغپرداز تاریخ مشروطیت کوشیده‌اند تا از یپرم قدیسی بسازندکه کمال توجه او به صلاح امور مملکت بوده است و در نهایت اخلاص و سخت کوشی و در کمال بی‌توجهی به دنیا در پی خدمت به مردم بوده است. مقاله حاضر در پی آن است که ضمن ذکر مستند این تحریفات پرده از این تحریف تاریخی ا بردارد و با استفاده از نوشته‌های این تاریخ نویسان و برخی دیگر از ناقلان و نااهلان حوادث مشروطیت چهره‌ی حقیقی یپرم ارمنی را معرفی کند.

به عنوان یک ترک و فرزند آذربایجان وظیفه خود دانستم که این مطلب را بیان کنم و از تاریخ کشور خود دفاع نمایم. چرا که شوونسیم اینگونه تاریخ مارا نیز تحریف می کند.

اشاراتی مختصر به نوشته های نویسندگان (مسعود بهنود، ابراهیم فخرایی،احمد کسروی) 

مسعود بهنود:

که از نویسندگان پیش و پس از انقلاب اسلامی در زمینه های مختلف است در چند جلد از کتابهای  مختلف خود مانند«کشتگان برسر قدرت» و «از دل گریخته‌ها» به نوعی به بیان تاریخ ایران و یا صفحاتی از آن در انتهای دوره قاجار و پس از آن می پردازد(3) بهنود در کتاب کشتگان برسر قدرت که از نظر خودش در حقیقت قصه زندگی آنهاست که در 150 سال پایانی دوران پادشاهی در این ملک بر سر قدرت جان باخته اند(4) روایتی نیز از زندگی «یپرم» دارد(5) یپرمی که بهنود به تصویر می کشد که انسان شجاع و میهن دوست البته منظور بهنود از میهن دوستی ایران دوستی یپرم است و مبارز است (6) که بی‌توجه به مال دنیا است(7) و دائما در فکر دفاع از میهن (8) و البته باز هم منظور ایران است و بهنود آنچنان از یپرم حماسه سرایی می کند و او را می ستاید که حتی برای او از لقب «قدیس» استفاده می کند(9) و وی را چون پدری برای همه مجاهدین پاک دل از جمله ستارخان می داند(10) اگر بدون هیچ شناخت و آگاهی قبلی و بدون بررسی کتب تاریخ و احوالات و آثار و اعمال یپرم (البته بسیار کم بدان پرداخته شده است )خواننده‌ای عادی به مطالعه کتاب بهنود و فصل مربوط به یپرم روی می آورد با انسانی سخت کوش و مجاهدی پرتلاش مواجه می شود که تمام عمر خود را صرف مبارزه برای آزادی و خدمت به مردم سپری می کند، از کشور اصلی خود ارمنستان به ایران می آید و عواطف میهن پرستانه خود را به جای ارمنستان  و آزادسازی آن معطوف به ایران زمین می کند و تا آنجا که رفته رفته از سوی بهنود ایرانی می شود و نه تنها ایرانی که میهن دوستی بی غل و غش تلقی می گردد که در نهایت نیز در راه ایجاد نظم و امنیت برای مردم کشته می شود. قدیسی که فقط دو اشتباه کوچک از او سر میزند، اشتباهاتی که بهنود معتقد است به سادگی می توان از سر آنها گذشت و آنها را به بازی خوردن از تهرانی‌ها مرتبط دانست(11) 
 

ابراهیم فخرایی:

نویسنده کتاب گیلان در جنبش مشروطیت در سرگذشت کوتاهی که از یپرم نقل می‌کند اتهامات وارده بر یپرم را به اختصار ذکر می کند, اما آنها را یا ناشی از اختلافات دیگران با یپرم و در نتیجه غرض ورزی آنها می داند که به یپرم تهمت زده اند و یا ذکر این نکته که یپرم دستورات را اطاعت می کرده است و اگر سوء استفاده‌ای شده است از سوی مقامات بالا بوده است, یپرم را از این اتهامات تبرئه می کند (12)

حال آنکه یپرم خود بالاترین مقام نظامی کشور را در دوران خویش در دست داشته است و علاوه بر داشتن فرماندهی کل قوا شدیدا در اجرای مقاصد خویش مستبد بوده است (13) فخرایی اصولا فصل پانزدهم کتاب خود را به سه مرد رشید اختصاص می دهد. (یپرم ارمنی) و دو فرد بنام (پانف بلغاری و حسین کسمایی) که اطلاعات بیشتری در این دو مورد در دسترس نبود. فخرایی یک فصل از تاریخ گیلان در جنبش مشروطیت را شایسته ایشان می داند و با وجود تهمت هایی که این افراد به یکدیگر زده اند و حتی یکدیگر را جاسوس خطاب کرده اند (14) هر سه را شایسته و رشید می داند. 

احمد کسروی:

نویسنده کتاب تاریخ 18 ساله آذربایجان, در جای جای کتاب خود از یپ