|
نگاهی گذرا به فعالیت های تشکیلاتی ارامنه ولزوم استقرار مبارزات
تشکیلاتی در حرکت ملّی
ائلچین اورمولو
اکثرا مقالات، کتاب ها و نشریاتی که تاکنون در باره ارامنه نوشته شده و به چاپ رسیده است، بیش تر در مورد تاریخ جنایات ، خیانت ها وقتل هایی است که ارامنه در حدود یک قرن اخیر بر ملّت تورک روا داشته اند .و یا نوشته هایی است که در مورد ادعای دروغین نسل کشی ارامنه یا پاک سازی مناطق تورک نشین با خیال ایجاد ارمنستان بزرگ به چاپ رسیده است!
در این نوشته سعی برآن است که با نگاهی اجمالی به فعالیت های تشکیلاتی و منظم ارامنه از اواخر قرن نوزدهم و با مدّ نظر قرار دادن حرکت های برنامه ریزی شده و هدف دار دشمنان ملّت آذربایجان اندکی به خودآییم و فعالیت های ملّی مان رابصورت سازمان یافته تر از سر بگیریم تا بتوانیم با تکیه بر این فعالیت های سیستماتیک منافع ملّی آذربایجان جنوبی را حفظ نماییم .نخستن فعالیت های گروهی ارامنه به شیوه انجمن های سیاسی و مخفی یونانی و حزب « ایتالیای جوان» مازینی و کمیته های بلغاری نقشی عظیم در فعالیت های سری ارامنه داشت . پس از سال های 1882 ـ 1878 که اصلاحات تحمیلی مورد نظر ارامنه از سوی قدرت های اروپایی بی ثمر مانده بود فعالین ارمنی با الهام از شخصیت هایی چون کورایی و ریگاس در تاریخ نهضت یونان اقدام به فعالیت های هماهنگ و گروهی نمودند . پس از آن بود که نخستین کمیته های ارامنه با تفکر تعدیات مسلحانه بوجود آمدند .اولین کمیته های تروریستی ارمنی در سال 1887 در شهر ژنو بدست یک دانشجوی ارمنی بنام مارو تأسیس یافت .این کمیته بعدها مولد حزب هینچاک ( زنگ اخبار ) با تفکرات سوسیالیستی شد ، فعالین گروه عبارت بودند آوه تسین، نازاربیگ ،مغاوریان و شماون .در سال 1890یک حزب تروریستی جدید ارمنی در شهر تفلیس به نام داشناکسیتیون بوجود آمد، حزب داشناک یک حزب ناسیونال، سوسیالیست تندروی انقلابی بوده و رهبران آن سعی داشتند مقاصد حزبی خود را با تولید وحشت و هراس به اجرا گذارند . مرام نامه حزب کسب استقلال ارمنستان و ایجاد کشور واحد از سرزمین های ارمنی نشین عثمانی و روسیه بود.این حزب که بانام ساده داشناک شناخته شده است بوسیله کریستوفر ملکیان و دکتر ژان لوریس ملک اوف و سیمان زاواریان و کنستانین خاتسیان تأسیس گردید. مقر رسمی حزب در تفلیس بوده و روزنامه ارگان رسمی آن بانام دروشاک ( پرچم ) در تفلیس منتشر می شد که بعداً به ژنو منتقل گردید.نخستین عملیات تروریستی حزب داشناک که پاسدرماجیان نویسنده کتاب تاریخ ارمنستان از آن بعنوان شاهکار حزب یاد کرده است، تسخیر بانک عثمانی بوده است.که به منظور جلب نظر قدرت های اروپایی به دخالت در اوضاع داخلی امپراطور عثمانی به انجام رسیده است. همچنین لشکر کشی به خانه سور نخستین لشکر کشی سازمان یافته ای بود که بوسیله حزب داشناک از ایران راه انداخته شده بود تا یکی ازگروهای عشایر کرد را که در سال 1896 در ارتش عثمانی به مقابله با ارامنه پرداخته بودند ،قتل عام کنند .
در کنار این احزاب در سال 1908 یک حزب محافظه کار لیبرال بنام رامگاور تشکیل شد که اعضای آن طبقات مرفه جامعه ارمنی بودند . علاوه بر آنها در سال 1896 بعضی از عناصر هینجاک انشعاب کرده و خود حزب جدیدی بنام هینچاک وراگازمیال تشکیل دادند امّا از سازمان های تروریستی ارمنستان در دوره جدید می توان آسالا ( ارتش سری آزادی بخش ارمنستان ) را بعنوان مطرح ترین سازمان تروریستی نام برد.
آسالا در سال 1975 توسط آکوپ آکوپیان و آکوپ تاراکچیان که شخصاً اعمال تروریستی و قتل ها را انجام می داد تأسیس شد! با توجه به اطلاعات موجود آکوپیان در سازمان آزادی بخش فلسطین نیز فعالیت داشته و با نام مجاهد مشغول فعالیت بوده است .ساختار سازمان آزادی بخش فلسطین مدلی مناسب برای سازمان های تروریستی ارمنستان می باشد! آسالا تنها راه حفظ قلمرو ارمنستان را ارتکاب اعمال تروریستی خشن می دانستند و براین اساس اهداف آسالا تأسیس یک ارمنستان دموکراتیک و سوسیالیست و انقلابی تحت رهبری یک حکومت مرکزی بود .
استراتژی آسالا فراخوانی جنبش های پیشتاز ( سوسیالیستی ــ مارکسیستی ) ارمنستان از تمام نقاط جهان و گرداوری آنها در یک نقطه معین در لبنان و هدایت آنها از یک مرکز می باشد . مرحله دوم استراتژی آسالا گسترش تروریسم و همکاری با جنبش های مخالف یکپارچه شدن و گسترش ترکیه بود که همکاری بین آسالا و پ ک ک در همین راستاست .
این سازمان فعالیت خود را با قتل سفیر اول سفارت ترکیه ( اوکتای سریت ) در بیروت توسط آکوپ تاراکچیان در شانزدهم 1976 آغاز کرد.آسالا از زمان برگزاری کنفرانس 1979 ارمنی های پاریس، همکاری خود را با سایر تروریست ها ی فرانسه از سر گرفت.آسالا از یک سو فرانسه و از سوی دیگر سوئیس را تهدید کرد .در سال 1983 سازمان بین دو بخش تقسیم شد گروه آکوپیان در یونان و خاورمیانه مستقر شدند. این گروه بدون در نظر گرفتن تورک ها و سایر ملت ها از زنان و کودکان به اعمال تروریستی خود ادامه داد. گروه دوم در اروپای غربی به جنبش انقلابی آسالا تبدیل گردید، که رهبری آنرا مونته ملکیان و آراتورانیان برعهده داشته ، این شاخه فقط تورک ها را مورد هدف قرار می داد بنابر اظهار ملکیان هدف آنها تأسیس پایه های سیاسی ارمنستان بود .
حامیان آسالا بنابر سیاست ها و اهداف اش دارای سه منبع بود : 1ـ شوروی سابق و کشورها ی بلوک شرق2 ــ کشورهایی که سیاست آنها بر پایه تضعیف ترکیه است از قبیل یونان ، سوریه، ایران و .... 3ــ حمایت احزاب کمونیست، سازمان تروریستی هینچاک و کلیساهای ارمنستان .
روابط آسالا با در نظر گرفتن استراتژی آنها شامل روابط با پ ک ک، احزاب کمونیست، سازمان آزادی بخش فلسطین و ... بود. آسالا روابط خود با پ ک ک را طی یک موافقت نامه در آوریل 1980 در سیدون لبنان از سر گرفت و بدین ترتیب یک اتحاد فکری و عملی بین آسالا و پ ک ک بوجود آمد . مهمترین نشریه رسمی آسالا « هایستان » می باشد . بعلاوه مجله های هایکار و کاتیرز که در لبنان چاپ می شوند از مهمترین نشریات این حزب می باشد .
نتیجه گیری : با توجه به مطالبی که در چند صفحه مختصراً در مورد فعالیت های تشکیلاتی ارامنه ذکر شد، می توانیم ببینیم که لابی ارمنی با فعالیت های سیستماتیک و سازمان یافته و با مظلوم نمایی در صحنه بین الملل چگونه توانسته است با اشغال مناطق تورک نشین برای خود یک کشور مستقل ارمنستان تشکیل داده و با سرپوش نهادن بر جنایات یکصدساله خود و اشغال بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان شمالی باز با ادعای دروغین نسل کشی ارامنه سعی در تضعیف کشور برادر ترکیه دارد!
اکنون نظر خوانندگان عزیر را به چگونگی مطرح شدن مبارزات تشکیلاتی در حرکت ملّی خودمان ( حرکت ملّی آذربایجان جنوبی ) جلب می نمائییم.از آنجایئکه حرکت ملّی از سال 1374 به رهبری آقای دکتر چهره قانلی بار سیاسی بخود گرفته و توانسته است علی رغم موانع و هزینه های موجود، موفقیت هایی نیز کسب نماید. ولی می توان گفت که پس از قیام های خونین خرداد 1385 و دادن هزینه هایی بس فراتر از هزینه های قبلی همچون شهید شدن تعداد ی از جوانان آذربایجان، بایکوت خبری وقایع آذربایجان و جلوه دادن حرکت ملّی آذربایجان بصورت یک حرکت صنفی از سوی احزاب دولتی و نیز مصادره حرکت ملّی از سوی گروههای فعال تمامیت خواه خارج از کشور، حرکت راهوار و در واقع بدون برنامه مردم در خیابان های شهرهای آذربایجان و نبود شعار های اساسی برای مطالبات ملّت آذربایجان ویا دادن شعارهایی که در شأن یک حرکت سیاسی نبود، لزوم مبارزات تشکیلاتی و سخن از مبارزات منظم و سازمان یافته مطرح شد.
در اینجا لازم است به این موضوع اشاره شود که قبل از این تاریخ تشکیلاتی که به مبارزات منسجم و ایجاد کادرهای مجرب اعتقاد داشته باشد وجود داشته و حتی اقدام به این کار نیز کرده بود، ولی بدلیل فراهم نبود محیط و موقعیت مناسب و نبود نمونه ی عینی کاهش کارایی روش ها ی سنتی نمی توانستند بعضی از دوستان فعال در حرکت را با این واقعیت ( لزوم تشکیلات ) روبرو کنند .ولی به جرأت می توان گفت که قیام های خرداد 85 و ناهماهنگی های موجود در این حرکت بسیاری از این عزیزان را به این باور رساند که دیگر راهکارهای سنتی کارایی سابق را نداشته و باید بدنبال ایجاد تشکیلات های منظم با فعالیت های برنامه ریزی شده و هدف دار با خط مشی مشخص بود . با این اوصاف و نیز ضرورتی که به این موضوع داده شد، هنوز هستند عزیزانی که با وجود پذیرش لزوم مبارزات تشکیلاتی به فعالیت های تشکیلات های منظم خرده گرفته و با سنگ اندازی ناآگاهانه تنها آب به آسیاب رژیم جمهوری اسلامی(شونیسم فارس) ریخته و ضربه به حرکت ملّی آذربایجان جنوبی می زنند .امید است فعالین حرکت ملّی با درنظر داشتن فعالیت های منظم دشمنان این ملّت با حفظ وحدت و یکپارچگی خود با مدّ نظر قرار دادن موفقیت های تشکیلاتی حزبی همچون حزب گاموح ( گونئی آذربایجان میلی اویانیش حرکاتی ) به رهبری دکتر چهر ه قانلی تا پیروزی نهایی و کسب استقلال آذربایجان جنوبی مبارزه نمایند .
یاشاسین آذربایجان محو اولسون ارمنستان
فعال جنبش دانشجویی
http://www.azoh1.blogfa.com/post-225.aspx ادامه مطلب ... |